هر ظهور و حكمى مستند به مرتبهاى الهى و جمعيت اسمائى است كه آن « رب « 1 » » او است و بدان استناد به اسم جامع پيدا مىكند ، سپس ( گوييم : ) مطلق اسماء داراى سه مرتبهء كلى مىباشند ، براى اين كه اسماء افعالى تكوينى مستند به صفاتىاند و صفاتى مستند به ذاتى ؛ سپس شهود الهى - كه مترتب است بر اقتران مذكور به اعيان ثابته كه ( اعيان ) عبارت از معلومات او و صور آنها مخلوقات وىاند - تقسيم به شهود علمى در ذات او سبحانه ، يعنى شهود آنچه كه لازم ذات او مىشود كه به نام شهود مفصل در مجمل « 2 » و درخت خرما و توابع آن در هسته خرما ناميده مىشود ، و شهود وجودى عيانى در آنچه كه از وى فقط به واسطهء تعيّنش امتياز دارد « 3 » ، و شهود علمى در حضرت علمى « 4 » براى هر قابل و پذيرائى كه داراى صلاحيت قبول و پذيرش تعيّن وجودى را داشته و متوقف بر سبب و يا سببهائى هست مىگردد ، و اين شهود در مرتبهء امكان است ، پس مقصود فصل ( دوم ) در چهار مقام ترتيب مىيابد :
مقام اول
693 / 3 بدان كه وجود الهى را از جهت اقترانش با اعيان ثابته كه عبارت از حقايق علمى وجودىاند و تعيّنش بدانها ؛ ظهورى است كه مستلزم احكامى چند مىباشد ، و اين احكام تابع حقايق داراى صلاحيت تعيّن و ظهور « 5 » به حقاند ، يا در برخى از مراتب وجودى - مانند اول بودن و قرب و نزديكى تمام نسبت به كسى كه قبول و پذيرشش مر وجود را متوقف بر
هامش
( 1 ) - براى اين كه هر مرتبه خاص و وجود عينى متعيّن بوده و تحت تربيت اسمى از اسماء الهى واقع است ، و گاهى ممكن است تحت تربيت دو اسم و يا اسمائى چند باشد ، لذا شارح گفت : و جمعيت اسمائى كه رب او است ، و به سبب استناد موجود عينى به اين اسم خاص ، مستند به اسم الهى - استناد اين اسم به آن - مىشود .
( 2 ) - يعنى در مراتب مجمل كه مراد وجود واجب است ، نه اين كه اجمال در علم حاصل است ، براى اين كه اجمال در علم بودن نشانه نقصان علم است - بر عكس وجود - براى اين كه اجمال در آن ( يعنى شدّت ) كمال و تماميت وجود است ، چون وجود هر چه كه بسيطتر و مجملتر باشد شديدتر است .
( 3 ) - يعنى مفصل را به واسطهء تفصيل وجودى عينى آن مفصل ؛ شهود كردن .
( 4 ) - يعنى مفصل را به واسطه تفصيل علمى آن - نه اثباتى مفصل - شهود كردن .
( 5 ) - براى اين كه صلاحيت اين ظهور از حالات محكوم است نه خود محكوم ، پس اين مراتب الهى نسبت به احوال بنده همان ظهور در مراتب و مراتب بنده است ، چون در تمامى مراتب متعيّنه ظاهر او است .