وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
، يعنى : خداوند شما را از خودش مىترساند در حالى كه خداى به بندگانش رؤف و مهربان است ( 30 - آل عمران ) و پيغمبر صلى الله عليه و آله از انديشيدن در ذات الهى نهى فرموده . و از لطف و رأفت الهى اين كه راحتى آنان را خواسته و از كوشش در راه چيزى كه حصول پيدا نمىكند باز داشته .
680 / 3 و اما به اعتبار دوم « 1 » كه اعتبار مرتبهء او است ؛ او را ظهور در نسبتهاى علم او كه همان حقايق موجودات است مىباشد ، براى اين كه صور نسبتهاى اسمائى الهى حقايق مىباشند كه همان نسبتهاى علمىاند و صور حقايق ؛ ارواحاند و صور ارواح اشباحاند ، و وجود به هر كدام از آنها به سبب عروض - كه همان موجود بودن است - و به واسطهء ظهور - كه مظهر بودن است - نسبتى دارد ، و به سبب اعتبار آنها ( عروض و ظهور ) داراى احكامى است كه در شناخت تفصيل آن احكام شناخت حقايق اشياء و لوازم و توابع آنها كه همگى شئون حق تعالى است مىباشد .
681 / 3 و اما آن سوى آن ( در مرتبهء ذات ) آشكار كردن ؛ پرده انداختن است ، زيرا اين كار به قيد آوردن چيزى است كه تقييد بردار نيست ، و روشن كردن ؛ به اشتباه انداختن است ، چون اين كار تعيّن و توصيف كردن چيزى است كه نه تعيّن دارد و نه صفت .
682 / 3 حال گوييم : ما براى تعيين مرتبهء مبدأ بودن حق تعالى ناگزير از نقل برخى از كلمات حضرت شيخ قدس سره هستيم تا بدان اين مطلب حاصل شود .
683 / 3 در كتاب نصوص گفته : غيب هويت حق اشاره به اطلاق او - به اعتبار لاتعين و وحدت حقيقى وى كه محو كنندهء تمام اعتبارات است - دارد ، و اضافات و نسبتها عبارت است از تعقل حق تعالى مر خودش را به خودش ؛ و ادراكش مر خودش را از جهت تعيّنش ، و اين تعيّن اگر چه از مرتبهء اطلاقى كه گفتيم پائينتر است ؛ ولى نسبت به تعيّن حق تعالى در تعقل هر تعقل كنندهاى مطلق است و آن وسيعترين تعيّنات و مورد مشاهدهء كاملان بوده و آن همان تجلى ذاتى است ، و مبدأ بودن حق تعالى پائينتر از اين تعيّن است ، و مبدأ بودن يعنى اصل اعتبارات و منبع
هامش
( 1 ) - اعتبار اول اعتبار حقيقتش از آن جهت كه او است بود و حكمش را فرمود كه هيچ نسبتى بين او و غير او نمىباشد ، و اعتبار دوم اعتبار مرتبه او است .