تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
معين براى برخى ؛ و غير معين براى برخى ديگر مىپذيرد ، و چون خداوند فناى چيزى را مقدّر فرمود ؛ غلبهء حكم كثرت بر وصف احدى كه مستولى و غالب بر ذات مركّب است آشكار مىگردد ، از اين روى از بين رفته و تركيبش از هم پاشيده و كثرتش به واسطهء عدم نگهدارندهء واحدى نابود مىشود ، و اين همان سبب و علّت است كه كافر ؛ اگر چه در دنيا عمل نيك فراوان به جاى آورده است نتيجهء آن را در آخرت نمىيابد ، و نهايت آن است كه پاداش آن اعمال را در دنيا بگيرد ، براى اين كه صورت‌هاى عملى به واسطهء فزونى و بسيارى اعمال بدنى و اختلاف طبيعى ظاهر مىگردد ، و چون با عمل كننده روح قصد و نيّتى كه مستند به توحيد حق معبود است همراه نباشد نابود مىشود ، چون آنها نسبت‌ها و عرض‌هايى بيش نيستند كه نيازمند به اصل احدى الهىاند كه ( آن اصل احدى الهى ) آنها را حفظ كرده و باقى مىدارد ، و اسم « الحى القيوم - زندهء پاينده » را در اين مقام سلطنت و غلبهء بزرگى است و من در خلوت چنين مشاهده كردم . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .

وصل [ در بيان اينكه مبدأ بودن حق تعالى به چه اعتبارى از دو اعتبار براى حق ثابت مىشود ]

در بيان اين كه مبدأ بودن حق تعالى و احكام تفصيلى كه شناخته شده و كلام در آنها وقوع پيدا مىكند به چه اعتبارى از دو اعتبار براى حق ثابت مىشود ؛ اعتبار حقيقت او از آن جهت كه او است و مرتبه‌اش كه الوهيت است و عبارت از نسبتى كه جامع نسبت‌هاى الهى و علمى است و همان حقايق موجودات مىباشد . 679 / 3 گوييم : خداوند سبحان از جهت حقيقتش در حجاب و پردهء عزّتش است ؛ يعنى در هويت غيبى اطلاقى لا تعيّنى خود كه هيچ نسبتى بين او و غير او نمىباشد ، براى اين كه هر نسبتى اقتضاى تعيّنى را دارد و فرض شده در اين‌باره مطلقا عدم تعيّن است ، پس فرو رفتن در آن و اشتياق در كشف آن امكان پذير نيست ، زيرا آن درخواستى است كه امكان بدست آوردنش جز به گونهء اجمال نمىباشد ، و آن اين كه آن سوى هر چه كه تعيّن دارد امرى است كه بدان هر صاحب تعيّنى ظاهر مىگردد ، از اين روى خداوند به زبان ارشاد و راهنمايى فرموده :