پروردگار - اند و آن عبارت است از تمكين و خوددارى از آشكار كردن فعل ؛ و خداوند سبحان از ازل مىدانست كه هر فلك و ستاره و هر مرتبهاى از مراتب آسمانى را خواصى مختلف و قوايى گوناگون است ، و هر حقيقت و قوتى از آنها به زبان نيازمندى از پروردگارش كمال خود ؛ و آشكار كردن آنچه را كه بدان تمامى و كمال مىيابد طلب و درخواست مىكند ، و اين جز به واسطهء ايجاد حق امكانپذير نيست و ايجاد هم جز به واسطهء نفوذ امر حاصل نمىشود و امر هم نفوذ نخواهد كرد مگر آنكه محل نفوذ اقتدار تعيّن پذيرد و آمادهء تأثير الهى شود ؛ و استعداد هم براى هيچ چيزى جز به مواجهه و روبرويى با حق تعالى به صفت وحدانى حاصل نمىشود .
677 / 3 از اين روى خداوند عرش محيط را كه داراى صفت و صورت و حركت وحدانى است آفريد و در آن امر احدى خويش را به امانت گذارد و از خواص آن باز گردانيدن صورت وجودى برين و زيرين را از صفت كثرت و اختلاف به صورت وحدت و هم بستگى قرار داد ، پس هيچ نفسى از نفسها و هيچ لحظهاى از لحظات نيست مگر آنكه امر واحد - يعنى آنكه فرموده :
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
، امر ما يكى بيش نيست ؛ مانند چشم به هم برزدن ( 50 - قمر ) - از حق تعالى به تمام موجودات به واسطهء حركت عرشى مىرسد تا براى شئى استعداد پذيرش اين امر وارد واحد از جانب حق تعالى حاصل گردد ، لذا بهره و نصيب هر موجودى از هر حركتى از حركات آن اين است كه حكم صفت وحدتى كه از حركت پيشين بدان متلبس و پوشيده شده بر آن موجود باقى بماند ، اين همينطور ادامه دارد تا آنكه امر بالا رفته و به شيئيّت ثبوت و وحدت خود كه در ازل در علم حق تعالى بوده و بدان وجود را در اولين بروز و تجلّيش از مقام علم پذيرفته منتهى گردد .
678 / 3 سپس ( گوييم : ) اين امداد و يارى كه به واسطهء حركت عرشى حاصل شده داراى فايدههايى فراوان است : از آن جمله دوام آمادگى به واسطهء صفت وحدانيت براى پذيرش امر الهى كه موجب بقاى صورت وجودى است ، چون عالم در هر نفسى ذاتا به حق تعالى نيازمند است تا به وجودى كه بدان عين ( ثابت ) او باقى مىماند يارى و مدد شود ، و گرنه عدم در هر زمان - به حكم امكانيت عدمى آن - و را مىطلبد ، لذا هر موجودى به واسطهء اين آمادگى امرى كه به واسطهء حركت عرشى مىرسد نور تجلى احدى الهى وجودى را تا زمان