668 / 3 و از آن جمله آن چيزى است كه به نام خاصيت مىنامندش و از شناخت علت و سبب آن عاجز و ناتوانند ، مانند جذب آهنربا مرآهن را ؛ و خواص سنگها و غير اينها ، و اين فعلى است كه اختصاص به خلق نفوس اسباب ( جمع سبب ) و آلات ؛ و به امور كشفى خارق عادات كه به نام معجزات و كرامات ناميده مىشود دارد ، براى اين كه افعال سببى - از ابداء و اعاده ( آوردن و بردن ) و غير اينها كه مىدانى - بستگى به عرش مجيد دارد .
669 / 3 خداوند سبحان اساسا راز اين كار را آغاز كرده و فرموده :
لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
، يعنى : براى هر كس كه خردى دارد - يعنى تعقل مىكند نه براى كسانى كه دل دارند و بدان خردورى نمىكنند -
أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ
، يعنى : يا با حضور قلب گوش فرا دارد - شنيدنى كه حق را به پذيرد نه كسانى كه گوش دارند و شنوايى ندارند -
وَ هُوَ شَهِيدٌ
، يعنى : با حضور قلب بشنود ( 37 - ق ) يعنى : آنچه را كه مىشنود و حاضر باشد نه غافل و بىخبر باشد و نه نادان و كم هوش ، و فرمود :
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ
، يعنى : عذاب پروردگارت شديد است - پيش از اين قهر و چيرگى او را بر هر چيزى به واسطه قوت خداوند و ضعف آن چيز گفتيم -
إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ
، يعنى : او است كه خلق را پديد آورده و باز مىگرداند و همو آمرزنده و دوستدار است ( 12 - 14 - بروج ) - يعنى به واسطه معانى پيشين - ذو العرش المجيد ، يعنى : و داراى عرش مجيد است ( 15 - بروج ) - كه همان آلت عذاب شديد او است .
670 / 3 اگر گويى : چه نيازى به آلت است ؟ چون او بدون آلت مىتواند هر فعلى را انجام دهد ؛ همانگونه كه با آلت انجام مىدهد ، و فرموده :
فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
، يعنى : و هر چه بخواهد مىكند ( 16 - بروج ) يعنى در دو مرتبهء اطلاق و تقييد ؟
671 / 3 گويم : براى اين كه ارادهء او تابع علم و حكمت او است ؛ و مقتضى حكمتش اين كه هر چيزى را در جاى خودش قرار مىدهد و همه را از دو نسبت وحدت و كثرت - هر چه كه اقتضاى آنها است - عطا مىفرمايد ، و همانطور كه مقتضى حكمتش - به سبب وحدت اطلاقى ذاتى او - اين است كه بدون يك واسطه چيزى از او صادر نشود و هر چه كه به واسطهء اين واسطه صادر مىشود جهت وحدت بر آن غلبه دارد و به مرور جهت كثرت بر آن غالب مىشود ؛ همين طور ( حكمت او ) اين اقتضا را دارد كه كثرت جز با آلات و وسايط صادر نشود ،