624 / 3 اگر گويى : ما گفتيم : وقتى كه دوست دارد و آنگونه كه خواهد ؛ آگاهى و اشعارى است به امكان اين كه ( يا ) واقع معيّن را دوست دارد ، و يا ( واقع معيّن را ) دوست نمىدارد - اگر چه آن را خواسته - و يا ( واقع معين را ) نمىخواهد - اگر چه به گونهاى ديگر آن را خواسته است - و در شرح فرغانى بر قصيده ( تائيه ابن فارض مصرى ) استدلال به بيان الهى كرده كه :
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
، يعنى : آيا نمىنگرى كه پروردگارت سايه را چگونه گستراند - يعنى سايهء وجود را بر موجودات -
وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً
، يعنى : اگر مىخواست ساكنش مىكرد ( 45 - فرقان ) - يعنى گسترشش نمىداد - ( اشكال كننده در مقام استدلال گويد : ) اگر حق تعالى ايجاد عالم را نخواسته بود ظاهر نشده بود ، و او را اين ( اختيار ) هست كه نخواهد ؛ پس ظاهر نمىشود ، و تحقيق نفحات مناسب اين ( مطلب ) نيست .
625 / 3 گويم « 1 » اين كه گفتهاند : اگر نخواسته بود واقع نشده بود سخن درستى است ؛ براى اين كه در حديث آمده : هر چه را نخواسته وجود نيافته ، ولى صدق ( قضيه ) شرطى اقتضاى صدق مقدم و يا امكان آن را نمىكند ، لذا قاعدهء ايجاب منافى آن نيست ؛ چه رسد به اختيار جازمى كه گفته شد ، پس در ايجاد كلى عالم كه گفتهاند : او را اين ( اختيار ) هست كه نخواهد پس ظاهر نمىشود ، اين يا براى نفى توهم جبرى است كه گريبانگير خردهاى سست و بىمايه مىشود و يا براى اين است كه خداوند به اعتبار ذات احدىاش از همهء جهانيان بىنياز است ، و بر فرض اگر دربارهء خداوند در امور جزئى مانند اختيار بندگان قايل شويم ؛ اين به اعتبار تعلق او است به عالم و ظهور آثارش در مظاهر جزئى و نسبت اوصاف آنها به او است .
و دور نيست كه سخن ما « 2 » در اينجا حمل بر اين شود .
626 / 3 اما تحقيق نفحات : عدم جبر به نسبت وحدت خالص و غناى كامل و تامّ او از جهانيان است و جزم اختيار به سبب احديت امر كامل او و قطع علم فراگير وى مىباشد .
627 / 3 و تحقيق فرق بين دو اعتبار را حضرت شيخ قدس سره در نفحات بيان داشته و
هامش
( 1 ) - البته به صورت جدل ، و اما جواب تحقيقى را به زودى از نفحات نقل مىكند كه حق تعالى را دو نسبت است :
نسبت وحدت و نسبت . . .
( 2 ) - يعنى سخن مصنف قدس سره كه فرمود : متى احب و كيف شاء ، يعنى : هر زمان كه دوست دارد و آنگونه كه خواهد .