اين چنين اختيارى دربارهء حق تعالى بعيد است و قابل قبول نيست ، چون وى ذاتش احدى و صفاتش واحدى است ؛ امر و فرمان او واحد است و علم او به خودش و اشيا يك علم است ، لذا تردّد و شك در آن حضرت روا نبوده و امكان دو حكم مختلف هم در حضور او جايز نيست ، بلكه غير آنچه كه معلوم و مورد ارادهء او باشد امكانپذير نيست ، و اين از قبيل جبر - هم چنان كه سست خردان مىپندارند - نيست ، براى اين كه آنجا غيرى نيست ، پس جبر كننده چه كسى است ؟
622 / 3 اگر صاحب پندارى اين گمان برايش پيش بيايد كه جبر كننده همان علم است ، براى اين كه وقوع خلاف تعلق آن امكانپذير نيست .
623 / 3 گوييم : علم آشكار كننده است نه اثر گذارنده ، و تعلّقش به معلوم به حسب معلوم است ، پس اگر صاحب پندارى اين را جبر پندارد ، معلوم را بر ( معلوم ) خويش قياس و تصور كرده - نه بر حق تعالى - چون محال است كه چيزى در ذات حق تعالى اثر گذارد ، بلكه در مقام تحقيق هم محال است كه چيزى در چيزى كه مغاير و ضد او است ؛ يعنى از آن جهت كه ضد او است اثر گذارد ، و اگر به اين مطلب قائل شويم ( كه علم جبر كننده است ) لازم مىآيد كه حق تعالى در ذات خود هم اثر گذارد و هم اثر پذيرد و هم فاعل باشد و هم قابل ، در حالى كه علم حق تعالى در مشرب توحيد و نزد محققان اهل نظر عين ذاتش است ، پس هم جابر است و هم مجبور ( پس اگر آنگونه كه گفتهاند باشد در اين صورت واحد نمىباشد ) يعنى از تمام جهات واحد نمىباشد ، بنابر اين اختيار الهى بين جبر و اختيارى كه مفهوم مردمان است مىباشد ، و معلومات او - خواه وجودشان مقدّر شده باشد و يا نشده باشد - در پهنهء علم او از ازل تا ابد مرتسم است و به صورت هر چيزى و بر حد و مرز خود آن چيز و به ترتيبى ازلى كه در واقع كاملتر از آن امكانپذير نيست تعيّن پذيرفته است ، و اگر چه اين امر بر بسيارى پنهان و پوشيده است ، پس اولويّت بين دو امر ؛ امكان توهم وجود هر يك از آن دو را نسبت به توهم كنندهء متردّد و دودل پديد مىآورد ، ولى در حقيقت ؛ واقع شده ؛ واجب ( در مقابل امكان ) است و غير واجب تحقق وجودش محال و غير ممكن است ، اگر چه محجوب و پوشيدهء از حق حكم به امكان آن دهد ، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٢٤١