560 / 3 اگر گويى : ارتباط عنايت چون از ازل ثابت است و آن همان افاضهء نور وجود است ، پس بايد بين افاضه كننده و افاضه شونده ( فيضگير ) حجاب و پردهاى نباشد .
561 / 3 گوييم : هيچ حجاب و پردهاى جز جهل بافاضه كننده و پوشيده شدن اسماء به مسميات و حقيقت پنداشتن تعيّنات و تعدّدات را كه همان نسبتهاى وجودىاند و موجود نيستند نمىباشد ، اين را حضرت شيخ قدس سره در آخر نصوص نقل نموده . چگونه ممكن است موجود باشند ؛ در حالى كه آنها آثار حقايق غير مجعول عدمىاند ، و اثر عدم وجود نمىباشد ؛ و اعتبار موجود بودن در آنها نمىشود جز آنكه وجود بدانها منضم گردد ، اما آن جهل : يا به واسطهء نهايت قرب و نزديكيش هست ، هم چنان كه چشم هوا را ، و نفس مردمك چشم را ؛ و عقل دگرگونىهاى جزئى مزاجى را درك نمىكند . و يا به واسطهء نهايت عزت و بزرگى و بلنديش است ، هم چنان كه چشم چشمهء خورشيد را - با نهايت نورش - درك نمىكند ، بلكه در آن سياهى و تاريكى توهم مىكند ، با اينكه كانون نور است ؛ و همينطور عقل حقايق انوار عالى - از ارواح و نفوس را هم چنان كه گذشت - درك نمىكند .
562 / 3 سپس گوييم : اين عنايت را حكما تفسير به علم ازلى فعلى كردهاند كه تعلّقش به كليات كلى است و به جزئيات نيز كلى است ؛ چيزى نيست ؛ چون علم فعلى علم مؤثر نيست ، بلكه علمى است كه از جزئيات استنباط نمىشود ، براى اينكه آن از آن جهت كه علم است حكايت كننده است و تابع معلوم ؛ خواه كلى باشد و خواه جزئى ؛ و همانگونه كه دانسته شد نسبتهاى علمى تغيير پذير نيستند . و اگر هم بپذيريم از تغيير نسبت تغيير ذات لازم نمىآيد ، و اينكه كاشانى ( شيخ عبد الرزاق ) در رسالهء قضا و قدر آن را ، يعنى عنايت « 1 » ازلى را تفسير به
هامش
( 1 ) - گفتهاند كاشانى عنايت ازلى را تفسير به مجموع آن دو نكرده بلكه تفسير به احاطه علم حق تعالى به كل موجودات آن گونه كه علم او است كرده ، يعنى به كلى كلى و به جزئى جزئى و شامل قضا و قدر قرار داده ، يعنى به واسطهء اشتمال احاطهء علم او به كلى همانگونه كه هست حصول صور تمام موجودات در قضا كلى است ، و به جزئى آنگونه كه هست حصول صور تمام موجودات در قدر جزئى است ، و محل قضا قلم اعلا است و محل قدر لوح محفوظ ، و نزد آنان در اينكه صورتهاى ثابت در قلم بهگونه اجمال است و در لوح به صورت تفصيل ؛ ازلى مىباشد شكى نيست ، پس شارح محقق چگونه گفته ظهور تفصيلى ازلى نيست ؟ آرى ! اگر مقصود كاشانى از اين سخن كلّا ظهور تفصيلى به وجود خارجى باشد كلام شارح موجه است .