تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اسمائى ، و اگر چه هر دو از جهتى ذاتىاند « 1 » و از جهتى اسمائى « 2 » و هر حصولى تابع وجود است ، پس كسى كه وجودش عين ذات خودش است ؛ لازم مىآيد كمالش كه تابع وجودش است به ذات خودش باشد . 557 / 3 اما كمال ذاتى او روشن است « 3 » ؛ و اما كمال اسمائى او : براى اين‌كه آن به ذات خود لازم اول است براى اولين لازم ، و آن علم است ؛ علمى كه به حسب اراده ؛ قدرت لازم آن مىشود . از اين روى برخى از علما مانند رازى را مىبينى كه در تفسير كبير خود كمال را منحصر در علم و قدرت كرده است . و براى اين‌كه كمال اسمائى از جهتى ذاتى است ، چنان كه گذشت ، و اين‌كه وجودش بالفعل باشد نه بالقوه ؛ به واسطهء وجوب ثبوت شئى براى ذات خودش ؛ و به وجوب باشد نه به امكان ، به واسطهء ممتنع بودن سلب شئى از ذات خودش ، و اين‌كه از تغيير و دگرگونى معلوم و نو شدن و تجدد منزه و دور است ، و آن تغيير و دگرگونى به واسطهء حوادث و پديده‌هاى جديد و تازه است كه در زمان‌هاى محدود مشاهده مىشود ؛ بخصوص عارض شدن عدم كمال ؛ مانند بيمارى بعد از سلامتى و ديگر موارد پنج‌گانه كه در حديث آمده است ، و مقصود وارد شدن تغيير بر او و دگرگون شدن امر در او است ، اما تحوّل و دگرگون شدن حق سبحان به واسطهء كمال ذاتيش در مراتب شئون و اسماء و مظاهرش چنان كه فرموده :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
، يعنى : او هر روزى در كارى است ( 29 - رحمن ) كه درخواست ظهورش را در هر لحظه و آنى در هزاران هزار مظهر و يا بيشتر مىكند ؛ اين محال نيست . 558 / 3 و فرقش اين است كه اولى اقتضاى تنوّع و گونه‌گون بودن در ذات او را نمىنمايد و اين در خالص و ناب بودن وحدت او عيب و اشكال وارد مىآورد ، و دومى اقتضاى تعدّد در نسبت‌ها و اضافات او را مىنمايد ؛ و لازم مىآيد كه محدثات و پديده‌هاى جديد را - اگر چه به وجهى عقلى باشد - فرا نگيرد ، به واسطهء محال بودن اين‌كه متناهى در نامتناهى نگنجد ، پس ( محدثات ) او را فرا نمىگيرند تا آشكارش كنند ، براى اين‌كه آغازش از ذات خودش است ، و نه براى اين‌كه او را حفظ و نگهداريش كنند ، زيرا بقاى او به واسطهء
هامش
( 1 ) - اگر هر دو اسمائى وجودى ملاحظه شوند . ( 2 ) - اگر ذاتى عقلى ملاحظه شود اسمائى مىگردد . ( 3 ) - يعنى كمال ذاتى او كه به ذاتش مىباشد روشن است ، اما كمال اسمائى او به ذات خودش است ؛ آن لازم اول است .