تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
535 / 3 بدان كه حصول علم به هر چيزى كه باشد و كمال معرفت و شناخت آن چيز ؛ موقوف بر اتحاد با آن معلوم است ، و اتحاد به چيزى موقوف بر بر طرف شدن هر چيزى است كه بدان چيز عالم از معلوم امتياز و جدايى مىيابد ، زيرا در وجود هيچ چيزى نيست جز آن‌كه بين آن چيز و چيزهاى ديگر امرى حقيقى و الهى است كه اقتضاى اشتراك مىنمايد نه مغايرت و جدايى ، و امور ديگرى هست كه اقتضاى جدايى اين چيز را از غير خودش مىكند ، اين چيزى است كه هيچ شكى در آن نيست ، و گاهى نيز به اين امر حقيقى ( وجود ) مناسبات ديگرى از جهت صفات و مكان‌ها و عوالم و نشآت ؛ و يا مراتب و زمان‌ها و غير اين‌ها انضمام مىيابد . 536 / 3 بدان كه علت جهل انسان به موجودى از موجودات عبارت است از غلبهء ( حكمى از ) احكام آن‌چه كه بدان از هم امتياز مىيابند و وقتى غلبهء ( حكم ) آن‌چه كه بدان به هم اتحاد مىيابند ظاهر و غالب شد ، طالب شناخت آن چيز - پس از ارادهء شناختش - آن را خواهد شناخت ، سپس اگر احكام آن‌چه كه از هم امتياز مىيابند به كلى از ميان برداشته شود ؛ معرفت و شناخت كامل مىشود ؛ و گرنه از جهت و يا جهاتى غير جهت و جهات ديگر معلوم مىگردد . 537 / 3 اگر گويى : علت جهل چيزى به خودش - با اين كه از خودش امتياز ندارد - چيست ؟ 538 / 3 گوييم : بدان كه تجلى حق سبحان در هر موجودى سارى است و در هيچ شئى بخصوصى متعيّن نيست و به هيچ اشاره‌اى خواه عقلى و خواه حسّى باشد در نخواهد آمد ، و اين همان سرّ معيّتى است كه حق متعال در كتاب‌هاى آسمانيش بيان فرموده و بندگان برگزيدهء خويش را از آن آگاهى داده است ، پس هر چيزى از جهت آن سرّى كه آن سرّ سبب وجود او و بر پا دارنده - يعنى قيّوم - آن است نامتناهى است « 1 » و مقيّد به اسم و يا صفت و يا مرتبه و غير اين‌ها نيست ، و آن چيز از جهت تعيّنش و تعيّن اشارهء به آن - چه از نظر عقل و يا حسّ و
هامش
( 1 ) - اين همان سرّ سخن محققان است كه گفته‌اند : خداوند جزئيات را به واسطهء علم كلى شامل غير مقيّد مىداند ، و مردمان او را آن‌گونه كه بايد بشناسند نشناختند و حقايق را تبديل نموده و بر عكس كردند ( البته سخن با افرادى است كه مىگويند خداوند عالم به جزئيات نيست )