مخالف ظهور تعيّن آن در مرتبهء ديگرى است ، و حكم آن نيز در مرتبهاى مغاير حكم آن در مرتبهء ديگر مىباشد ، و اگر اشتراك در دو ظهور به واسطهء امر جامعى - غير آنچه كه بدان هر يك از ديگرى امتياز پيدا مىكند - حاصل آيد ؛ در آن صورت ثابت براى شئى در شئى از شئى ؛ به شرط و يا شرطها و يا منفى از آن مىباشد ، همينطور هم به واسطهء عدم شرط و يا شرطها از شئى نه چيزى برايش ثابت مىشود و نه از آن نفى مىگردد ، خواه شرط مرتبه باشد و يا حال و يا زمان و يا مكان و يا غير اينها ، و تجدّد و نو شدن گاهى صفت شئى ممكن است نسبت به ادراك خاص آن شئى در نشأه و عالمى خاص و يا حالتى معيّن و يا زمانى موقت ، و گاهى صفت وجود است ، ولى نه مطلقا ، بلكه به شرط ارتباطى خاص به عين ممكنى از ممكنات كه آن را نهايتى نيست .
527 / 3 اين بيان حضرت شيخ قدس سره بود كه از آن دو مطلب بزرگ - يعنى فرق بين دو اعتبار وجود - ثابت مىشود :
528 / 3 يكى فرق بين وحدت و صفات و ذات و نبودن تنزه و پوشيدگى و بين بىنيازى و پوشيدگى .
529 / 3 ديگرى فرق بين جهت نسبت دادن حوادث و پديدههاى نو و لوازم امكان به ممكنات ؛ و بين جهت نسبت دادن آنها به حق تعالى است .
530 / 3 گوييم : چون انيّت حق سبحان اينگونه است ؛ يعنى مشتمل بر احديت و واحديت است بطورى كه خردها و انديشهها او را درك نمىكنند ، يا براى اين است كه ادراك اين احديت مطلق جامع در محدوديت و توان عقل كه معقول به واسطهء تعيّن پذيرش مجعول قرار مىگيرد نمىباشد ، چنان كه در ( فصل سوم از فاتحه ) اوايل كتاب گفته آمد ، و يا به واسطهء عدم قدرت او بر احاطهء بىنهايت از جهت واحديت است ، و به سبب نداشتن تعيّن شهودى ( و يا مشهودى ) نه جهات و نه نواحى او را فرا نمىگيرند و بينشها و بينائىها به مشاهدهء او احاطه پيدا نمىكنند ، تمام اينها از آن جهت است كه او از ناحيهء حيثيّت مطلق ؛ منزّه از قيدهاى صورى و معنوى است و مبرّاى از هر محدوديت كه تعلق به مقدار و مدت و يا لوازم و فاصلهء كم و زياد و يا چگونگى شدت و ضعف دارد و برتر از احاطههاى حدسى و فهمى و منطقى و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٢١٥