تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
موجودى ، با اين كه هيچ موجودى به ذات خودش تحقق و ثبوت نمىيابد و به غير خودش هم - جز حق تعالى - ثبوت نمىيابد . 523 / 3 شيخ اكبر قدس سره در فتوحات گفته : مجموع عدم نياز و احتياجش در وجود و بقا به غير ؛ و احتياج غير به او در آن دو ؛ عبارت از معناى الوهيت است « 1 » . 524 / 3 گويم : خلاصهء سخن شيخ اكبر اين جا - آن چنان كه من فهميده‌ام - اين چنين است كه : وحدت اسماء و صفات با ذات است و عدم تنزّه و پوشيدگى از جهت عين وجود حق سبحان است و پوشيدگى و غنا از جهت تفصيل - به واسطهء امتياز و جدا كردن علمى - از جانب حقايق ( اعيان و ماهيات ) است . 525 / 3 و اين مطلب به واسطهء نهايت پيچيدگى و اعضالش جز با بيان حضرت شيخ قدس سره كه در كتاب نفحات ايراد داشته تحقق و ثبوت نمىيابد و آن اين كه ايشان از كتاب علم العلم خود در باب : تنبيه ربانى نقل مىكند كه : صور اشياء در علم ؛ از آن جهت كه علم صفت وجود حق تعالى و يا نسبتى از نسبت‌هايش است ؛ مانند صور اشيا در وجود حق - آن گونه كه گفته‌اند : اشيا هميشه در ذات وجود حق مرتسم‌اند - نمىباشد ، زيرا صور اشيا در وجود حق يك صورت بيشتر ندارد و آن صورت هم از جهت وحدت صورت در وجود موجود است - بدون تعدّد چيزى از آن صور در او - و همان در حضرت علم موجود است ؛ يعنى به‌گونه موجود بودن تعيّن و تفصيل - تنها نسبت به عالم - و وجود هر كدام آن‌ها از جهت معقول بودن تعيّن او و اختصاصش در آن‌چه كه بعدا مىآيد با آن‌ها موجود است ، لذا حكم آن ( وجود ) در آن حال حكم آنها ( صور ) است . اين را نيكو ادراك كن . 526 / 3 و مطلق ظهور از جهت حكم ؛ خاص اشياء است و مطلق ظهور از جهت عينيّت ، خاص وجود است و تعيّن ظهور حكمى به سبب تميّز مشهود است ، و تعيّن ظهور وجودى در هر مرتبه از مراتبى كه علم اشتمال بر آن مرتبه دارد نسبت به وجود مطلق از جهتى
هامش
( 1 ) - الوهيت فعلى ظهورى كه مظهر اسم « الله » است عبارت است از قيوميت حق تعالى نسبت به هر شيئىاى مطلقا ، و لازم آن عدم احتياجش به غير است مطلقا ، و همين‌طور احتياج غير هم به او ، نه اين كه حقيقت الوهيت عبارت از مجموع دو امر باشد ، چنان كه از ظاهر عبارت حضرت شيخ اكبر اين چنين توهم مىشود .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 214 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )