تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
او است مر معلوم را - نه بعد از وقوع شئى - مثلا آن‌چه حق تعالى به تعيينى جزئى با شرط و يا سبب مىكند ؛ و يا تعيين مرتبهء كلى آن را با شرط مىداند - مانند خوردن گوشت به شرط پخته شدنش - و يا با سبب - مانند پختن گوشت در مجاورت آتش - و يا به شرط و سبب و لازم آن چيز مىداند ، البته اگر علم حق سبحان به اين مرتبهء كلى و يا تعيّن داشتن اين ترتيب جزئى به اين وجه پيشى گرفته باشد ، و اگر آن را موكول به شرط و يا سببى تعيين نكرده باشد ، آن را به ذات اقدس خود - آن‌گونه كه خواسته - مىداند . 544 / 3 خلاصهء اين مطلب اين كه : علم الهى ازلى تابع معلوم معيّن است ؛ آن مقدار كه حقيقت و استعداد و شرطهاى استعداد و مرتبه و احكام آن ( معلوم معين ) اقتضايش را مىكند ، خواه غير موقوف بر سببى و شرطى ديگر باشد و يا موقوف بر يك ( سبب و يا شرط ) و يا بيشتر باشد ، سپس ( گوييم : ) ارادهء ذاتى الهى تابع علم است و هرگونه كه علم تعلق گرفته آن هم بدان تعلق مىگيرد ، سپس ( گوييم : ) قدرت آن‌چه را كه اراده معين نموده ظاهر مىسازد ، سپس كلام مؤثر در ايجاد آن ( معلوم ) به واسطهء برخورد آن دو بينشان تعيّن مىپذيرد ، و اين همان چيزى است كه علما مىگويند : تقدير ازلى به مجموع نظام ؛ كه به واسطهء اسباب و مسببات واقع مىشود تعلق مىگيرد ، راهى براى اعتراض جاهلان نيست كه اگر فلان كار وقوعش مقدر شده واقع مىشود و هيچ نيازى به پديد آمدن سبب‌هاى آن نيست ، مانند دعاها و اعمال نيك در كار آخرت و سبب‌هاى عادى از معالجات و غير اين‌ها در كار دنيا ، و گرنه هيچ كوششى براى دست آويزى به سبب ، فايده و سودى ندارد . 545 / 3 و بنابر اين اصل بود كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه قاعدهء تقدير را بيان داشت پرسيدند : پس عمل چه مىشود ؟ فرمود : كار كنيد ؛ زيرا هر كسى براى انجام مقصودى كه به جهت آن آفريده شده داراى توانائى است ، يعنى عمل كنيد ، بسا كه حصول پاداش مقدّر به تقدير سبب عادى آن‌كه همان عمل شما است باشد . 546 / 3 اگر گويى : بعضى از علوم حق تعالى اگر متعلق به معلوم ؛ آن هم به واسطهء شرط و يا سبب جديد باشد ؛ پس علم او نيز جديد است و لازم مىآيد كه محل حوادث و پديده‌هاى نو قرار گرفته و به برخى از امور در بعضى اوقات بىاطلاع باشد و به واسطهء حصول علمى كه