علمى است ، چون هر يك از اينها شأن عقل عاقل و توجه انتها پذير زايل شونده است ، چگونه مىتواند احاطهء به ازلى ابدى كامل داشته باشد ؟
531 / 3 و چون دانسته شد كه حجاب و پوشيدگى او امتياز حقيقتش است ، پس او به كمال حقيقت خود و نور عزّت خويش از تمام خلق خود - به واسطهء وجوب نقصان هر يك به سبب امكان حقيقت و ظلمت عدمى خود - محتجب و پوشيده است ، به طورى كه بطون او به واسطهء بساطت - يعنى به سبب نهايت ظهورش - پوشيده است و ظهورش به سبب پوشيدگى تركيب و حجاب عين بطونش است ، و اين شگفتترين شگفتىها است ، و اين حكمى است كه شامل كامل از آن دسته و ناقص و روى آورندهء به دو - به گمان خويش - و روى برگرداننده است ، چون هيچ گريزى براى مخلوق از جهت امكانى كه اصل نقصان و تغيير و نو شدن است نمىباشد .
532 / 3 اگر گويى : با محال بودن اين ادراكها خردمندان را چه ملاكى است ( چگونه رسد ) كه تنزيهات مسلّم عقول را بپذيرند ؟
533 / 3 گوييم : تمام تنزيهات آنها از جهت افكارشان سلبى است و بهرهاى از شناخت حقيقت او ندارد ، با اين كه آنها اگر به نهايت آنچه كه در وسع خودشان است برسند - نه آن چه كه شايسته جلال و سزاوار قدس و كمال او است - به واسطهء متناهى بودنشان دون مرتبهء او و مندرج در تحت اويند ، و هر چه از غير متناهى جدا شود ؛ نسبتش با آنچه كه باقى مانده نسبت متناهى است به نامتناهى ، و ( ملاك پذيرش تنزيهات مسلم عقول ) براى اين است كه ( عقل ) آن سوى پرده است ، بر عكس آنچه كه به واسطهء كشف براى صاحبان خرد ادراك مىشود .
534 / 3 سپس گوييم : منشأ و اصل تعلق علم او به عالم ؛ از عين علم او است به ذات خودش ، چنان كه گفته شد : او خودش ( يعنى ذاتش ) را به خودش ( به ذاتش ) مىداند و اشيا را به عين علم خودش به خودش مىداند ، و تحقيق اين مطلب نياز به تحقيق حقيقت علم دارد ، البته آنگونه كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات - در نفحهاى كه متضمن تعريف حقيقت علم است - بيان داشته .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٢١٦