516 / 3 و برتر از اين مشهد ( محل شهود حقايق ) ذوق و مكاشفهء محمدييّن است ، يعنى علم به اين كه هر وجودى ( يعنى كلّ وجود ) در حقيقت خاص حق متعال است ، چون از آن جهت كه وجود است هيچ تعددى در آن نيست ، براى اين كه تعدد از آثار حقايق ( ماهيات و اعيان ) و نتايج مراتب ( نزول ) است ، و او پيوسته همو است ، يعنى هميشه خودش خودش است ( و مراتب و ماهيات تأثيرى در وحدت او ندارد ) و وجود حق درش نه نقصى و نه عيبى است ، بلكه كمالاتش هميشه بالفعل حاصل است ، پس از آن جهت كه وجود است و خودش خودش ، هيچ نقص و عيبى بد و منسوب نمىشود ، بلكه ( نقص و عيب ) از آن جهت است كه مرتبه اقتضاى استهلاك و نابودى حكم بعضى از آنها را ؛ و يا تباهى و يا ضعف آن ( مرتبه ) را به واسطهء اقتضاى اول بودن امر و غلبهء بعضى به سبب آن امر را - آنگونه كه به زودى خواهى دانست - مىكند .
517 / 3 پس از جهت اين ذوق بوده كه گفتهايم : وقتى كه درستى نسبت آنچه كه در آن نقص و عيب است به خداوند سبحان ادراك شد ؛ در آن صورت كمال يافته مىشود . و از جهت ذوق اول گفتهايم : و خواهد ديد كه آن منصه است ، يعنى جايگاهى بلند براى ظهور تجلى جلال به واسطهء تسبيح و تنزيه او ، و ظهور تجلى جمال براى تحميد و ستايش وى ، تمام اينها به زبان حال و مرتبه و حكمت او ( مكاشف ) است .
518 / 3 حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات گويد : هر نقص و دردى كه در ممكن مشاهده مىشود يا پنهان است ؛ مانند نادانى و از اين قبيل ، و يا ظاهر است مانند دروغ و ظلم و غير اينها ، و هر قصور و نارسايى به هر چه كه تحققش به اوصاف كمال به تعويق مىافتد توصيف مىگردد ، و اين از ناحيهء احكام امكان آن ممكن و ظلمت نسبت عدمى او است ، چون دانستى كه اقتضاى حقيقت هر ممكنى اين است كه داراى دو جهت است : جهتى به سوى وجود و جهت ديگر به سوى عدم : و اين دو جهت ذاتى او هستند ؛ از اين روى نيازش به برترى دهنده ذاتى او است ، و برترى دهنده هم حق تعالى است كه داراى كمال ذاتى مىباشد ، بلكه اصلا كانون هر كمالى است ، پس از او جز خير محض صادر نمىگردد ، اما كمى و زيادى نقايص و نارسائىها از ناحيهء جهات امكان است كه موجب و سبب آن كمى و زيادى وسايط
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٢١٢