تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
514 / 3 پس واجب اين است اعتقاد كند هرگونه اراده كند ظاهر مىشود ، از اين روى وقتى پرسيده شد : مقصود حق تعالى از آفريدن چيست ؟ در جوابش گفته شد : بر آنچه كه هستند ، يعنى محدود نكردن در اطلاق كه موجب محدوديت او مىشود و مقابلش تقييد مىآيد ، و همين‌طور محدود نكردن در مقيد كه مقابلش اتصاف به اطلاق و تجريد - و يا مقيّد شدن به غير اين تقييد - مىآيد ، زيرا اوّلى موجب نقص در جمالش است و دومى در جلال و يا جمالش ، و هر يك از آن دو تباهى در گسترهء كمال او است ، لذا خداوند سبحان منزّه است ، چون معنايى دارد كه به تمام حروف احاطه دارد ، يعنى حقيقتش حقايق و ذاتها را شامل و فراگير است ، هم چنان كه كمالش فراگير تمام اوصاف و كمالات است . 515 / 3 بدان كه مكاشف حقايق در حضرت معانى اين‌ها را با لوازمشان آن‌گونه كه در علم حق تعالى تعيّن پيدا كرده مىداند ، و مىداند آنچه كه در آنها از حقايق و مراتب و اسماء ذاتى مىباشد همگى دلايل جمال و نشانه‌هاى جلال و مقتضيات كمال اويند ، از اين جهت هيچ نقصى در آنها همان‌گونه كه در اصل پنجم گذشت - نمىباشد ، پس آنچه كه از نظر محجوبان و پوشيدگان از حق خوبى و نكوئيش پنهان است و در آن پندار عيب و نقص ميرود - مانند افعى و كژدم و خوك و پليديها - هرگاه كه راز آن آشكار گردد ، يعنى از جهت علم تحقيق و شهودى بداند كه هر وجودى از آن جهت كه وجود است خير مىباشد و عدم شرّ است ، خواهد دانست كه بازگشت اين عيب و نقص از ناحيهء ظلمت عدمى است كه به واسطه قابليت نداشتن محلى كه بهتر از آن باشد ( يعنى عدم قابليت ممكن ) حاصل و پديد آمده است ، و در نتيجه اين دلالت حاصل مىآيد كه اگر محل قابليت پذيرش آن را داشت ؛ در حيطهء قدرت بخشندهء مطلق - كه مطلقا بخل و خسّتى در دهش فيض او نيست - بود كه فيضش را بر آن موجود افاضه كند ، پس در اين مطلب آگاهى دادن به كمال حق متعال ( كه وجود از او افاضه مىشود ) است و اين همان تحميد و سپاس است و اين كه نقصان و شرّ از او نيست و اين همان تسبيح و تنزيه است ؛ چنان كه فرموده :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
، يعنى : هيچ موجودى نيست مگر همراه ستايش او تسبيح گو است ( 44 - اسراء ) و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : پروردگارا ! همهء نيكىها به دست تو است و بدى از تو نيست ، و امثال اين‌ها .