نسبت افعال به حق تعالى - از جهت اصالت و از حيث احديت جمع آن - درست است و از چه جهتى نسبتش به او از آن حيث كه متعدد است درست مىباشد ، اين چيزى بود كه حضرت شيخ قدس سره گفته است .
مقدمهء سوم
368 / 3 وحدت از جهت ديگرى به حقيقى و عددى تقسيم مىگردد :
369 / 3 وحدت حقيقى وحدتى است كه موقوف با مقابلهء كثرت - نه از جهت عقلانى و نه از ناحيهء وجودى - نمىباشد ، و اين يا ذاتى است و يا نسبى ، ذاتى كه همان احديت است عبارت از چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير بدان اشاره كرده و گفته : واحد فقط براى خودش واحد است ؛ يعنى بدون تعقل اين كه وحدت صفت و يا حكمى براى او باشد ، بلكه خودش براى خودش است ، و بين غيب هويت و اين تعيّن فرقى جز خود تعيّن نيست - اين سخن او بود - بنابر اين مرادش از وحدت ؛ وحدت ذاتى است كه در حق تعالى - و يا پس از سريانش در غير او - اعتبار گرديده ، براى اين كه يا عين ذات و يا مقتضى خود ذات و يا لاحق بدون واسطه - مانند عدد - مىباشد .
370 / 3 اما وحدت نسبى عبارت است از وحدت نسبتها و يا احكام ؛ ولى به سبب نسبتش به ذات ؛ نه به سبب اعتبار مفهومات آن « 1 » لذا وحدت وصفى و فعلى را فرا مىگيرد ، و اين همان وحدتى است كه حضرت شيخ قدس سره دربارهاش گفته : حكم ديگر واحد اين كه :
خود را به خودش مىداند و وحدت و مرتبه و علم خود را بدان مىداند و اين كه وحدت نسبت و صفت است مىداند و اين نسبت ؛ حكم واحد از جهت نسبتهايش است و از آن كثرت سرچشمه مىگيرد ، و از اينجا نسبت تعلق حق تعالى به عالم و نسبت بىنيازى او از عالم از جهت اولى است « 2 » .
هامش
( 1 ) - زيرا آن در مقام واحديت و حضرت اسماء و صفات كثير است ، و اما حقيقتش واحد است - يعنى وحدت حق حقيقى است - كه منزّه از كثرات و احكام كثرات است .
( 2 ) - يعنى از جهت وحدت حقيقى ذاتى .