است كه به ذات خود قائم است و برپا دارندهء غير خود ، پس معنى مبالغه ؛ اثر در تعديه ( و نافذ گردانيدن ) است ، هم چنان كه در ظهور است « 1 » .
مقدمهء دوم
360 / 3 در اقسام وحدت از ذاتى و وصفى و فعلى با اعتبارات آنها مىباشد كه بيان آن مشتمل بر سه مشاهد است كه برخى از آنها برتر از بعض ديگر است ، و آن مطلبى است كه حضرت شيخ قدس سره در فك ختم فص هودى احدى بيان داشته كه وحدت داراى سه مرتبه است :
361 / 3 مرتبهء اول اعتبار آن از آن جهت كه خودش خودش است . مغاير و ضد احديت نبوده بلكه عين آن است و نعت وصفى براى واحد نيست ، و اين مقصود محققان راسخ از احديت ذاتى است ، و براى هر چيزى احديتى ذاتى - از جهت عدم مغاير و مخالف بودن هر شأن الهى براى ذات احد - مىباشد .
362 / 3 مرتبهء دوم اعتبار آن از جهت نعت و صفت بودنش براى واحد است كه به نام وحدت صفات و نسب و اضافات ناميده مىشود و از جهت اسم « الله » - كه منبع صفات و اصل وحدت و كثرت كه نزد همگان مشخص و معلوم است - به حق متعال اضافه گرديده و نسبت مىيابد .
363 / 3 مرتبهء سوم اعتبار آن از جهت احكام لاحق است كه خود بر دو نوع است :
364 / 3 نوعى از احكام هست كه در وحدت تعقل مىشود و ظهورش موقوف بر يك و يا چند شرط است ؛ با اين كه وحدت بالقوه بر آنها اشتمال دارد « 2 » .
365 / 3 نوع ديگرى هست كه وحدت بر آن اشتمال نداشته ، بلكه الحاق امور خارجى
هامش
( 1 ) - يعنى ظاهر به خود ( خويشتاب ) و ظاهر گردانندهء غير خود .
( 2 ) - مانند سريان حقيقت وجود كه عبارت است از وحدت حق حقيقى ، چون آن از احكام حقيقت وحدت است ولى نياز به مجالى و آئينههايى به حسب ظهور - به صفت كثرت - دارد .