تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
305 / 3 اگر گويند : موجود همان هويت است نه ماهيات كلى . 306 / 3 گوييم : هويت همان ماهيت است با تشخص ، در حالى كه تشخص نسبتى اعتبارى است ، بنابر اين جز معروض آن متحقق و ثابت نخواهد ماند . 307 / 3 گفته نمىشود : موجود چيزى است كه بدان تشخص حاصل است « 1 » ، چون هويت موجود همان انضمام‌ها است . 308 / 3 چون گوييم : آن‌چه بدان تشخص حصول « 1 » مىيابد داراى ماهيت است ، در حالى كه فرض بر آن است آن ( ماهيت ) موجود نيست ، لذا تشخصش باقى مىماند و انضمام‌ها هم كه نسبتهاى اعتبارىاند ، بنابر اين عين هويت موجود نمىباشند ، بلكه آنها را در اين امر مدخلى است . و تحقيق آن‌كه وجود براى موجود به حسب مرتبه‌اش مىباشد « 3 » و ماهيات و هويات نسبت‌هاى وى ؛ و صفات تنزّلى او - از كلى و جزئى - هستند . 309 / 3 شبهه و اشكال دوم اين كه : عام را جز در ضمن خاص تحققى نيست . پس ( واجب ) جز در ضمن غير خود تحققى نخواهد داشت و اين محال است . 310 / 3 جوابش اين كه : پس از دفع شبههء اول ؛ پيش از آن گفته شد كه تحقق آن ( عام ) موقوف بر اختصاص و تقيد به خصوصيتى از خصوصيات است ، يعنى آن‌چه كه داراى ماهيت و يا هويتى غير وجود باشد ؛ جز با جفت شدن و اقتران ماهيت و يا هويتش به وجود خويش تحقق و ثبوت نمىيابد . اما آن‌چه كه وجودش عين خودش ( يعنى ذاتش ) هست ؛ وجود او ذاتى او و ضرورى وى است و عدم آن سلب شئى است از خودش ، و غير ممكن بودن اين مطلب آشكار است ، حال چنين ذاتى چگونه متوقف بر شئى است ؛ اگر چه ( متوقف ) بر تعين اول احدى جامع ؛ نسبت به حق متعال باشد ؟ آرى ! امكان آن هست كه هويتش از جهت كمالات اسمائى وى متوقف بر مظاهر باشد ، ولى به واسطهء شرط بودن نه علت بودن . 311 / 3 و خلاصهء كلام در اين‌باره اين كه : حقيقت آن است كه ذات مطلق يا متوقف بر تحقق و ثبوت صفات و يا حالات مشخص خود است - بدون عكس آن - و يا آن‌كه عكس هم
هامش
( 1 ) - يعنى داراى تشخص است . م ( 3 ) - يعنى براى موجود ذاتى است و تعينش به حسب مرتبه‌اش مىباشد . م
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 148 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )