تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
نسبت به بعضى از اسماء و صفات او به بعض ديگر است ، نه براى ذات غنى و بىنياز او كه از هر جهت مستغنى است . اين مطلب را نيكو بينديش تا از هر دو پرتگاه تشبيه و تنزيه رهايى يا بى . 318 / 3 شبهه و اشكال سوم اين كه : اگر وجود مطلق واجب باشد بايد هر وجودى - حتى وجودات پليد و خوكان و افعيان - واجب باشد ، خداوند از هر چه شايستهء مقام تنزيه او نيست برتر و بالاتر است . 319 / 3 جوابش همان بود كه گفته آمد ، يعنى : وجود اضافى براى حقايق ممكنات - به معنى موجود بودن - نسبتى خاص است به وجود حق متعال ، نه اين كه عين وجود او است ، و از وجوب شئى در ذات خودش ؛ و جواب انتسابش به چيزى مخصوص لازم نمىآيد . 320 / 3 و اين مطلب اين‌گونه رد نمىشود كه : وجوب وقتى مقتضى ذات باشد لازمش هم هست ، بنابر اين هر كجا كه باشد همراهش است . 321 / 3 زيرا ( جواب داده مىشود : ) مقتضى ذات تحققش در خودش و يا در همه است ، نه اين كه تحققش از جهت نسبت مخصوص است ، هم چنان كه حقيقت جسم اقتضاى نوعى تجسم و جدايى ( از ديگرى ) را دارد ، پس اين دو ( تجسم و جدايى ) لازم حقيقت جسم‌اند نه دو مخصوص ( اختصاص يافته ) آن . 322 / 3 و تحقيق آنكه : متعدد به حسب تعدّد ماهيت جنسى و يا نوعى و يا شخصى و يا عرضى ؛ عبارت از موجودات‌اند ، مجلاها نسبت‌هاى وجوداند نه خود وجود . سپس نسبتهاى اسمائى است : از آن جمله : جمالى لطفى است كه متعلقات آن اسماء نسبت به ما پسنديده است ، و از آنها ( يعنى نسبتهاى اسمائى ) جلالى قهرى است كه متعلقات آن اسماء در نظر نارسا و كوتاه ما ناپسند است ، مانند هلاك كننده و يا آزار رساننده و يا ناملايم‌اند ، در حالى كه تمامى ( نسبتهاى اسمائى ) نسبت به احاطه قدرت و حكمت و فراگيرى علم و قوهء او - همان گونه كه در فصل دهم گفته آمد - كمال‌اند . 323 / 3 آيا نمىبينى كه اينان آفريدن امثال افعى و خوك و پليديها را در واقع به او نسبت مىدهند - اگر چه در تصريح بدان از بىادبى ( نسبت دادن به حق ) خوددارى مىكنند ؟ - پس چنين امرى بعينه همان انتسابى است كه ما قائليم ، يعنى منتسب به اسمائى از قبيل « القاهر »