تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
برهان اقامه خواهيم كرد - و بين صاحب نظر ، كه قائل است حقيقت حق وجود خالص او است و آن ( حقيقت ) موجود است ؛ پس همين‌طور او ( هم موجود است ) و چون مقيد پيدا شد ؛ مطلق كه محمول بر آن است - به حمل هوهو - موجود خواهد بود ، پس اين كه گفته‌اند مطلق معقول ثانوى است خطا و اشتباهى بزرگ است ، خداوند از آن‌چه كه شايستهء مقام قدس او نيست برتر و والاتر است ؛ و نيز بين متكلم كه قائل است وجود عين هر موجودى است ، مانند ابو الحسن اشعرى و ابو الحسين بصرى ، اين هم مانند همان است كه گفته آمد ( يعنى حقيقت حق وجود خاص او است ) و يا صفتى زائد در تمام ( موجودات ) است ، ولى مخالف ديگر صفات ، يعنى وجود ديگر صفات بستگى به موصوف خود دارند و اين صفتى است كه موصوف بدان را به وجود مىآورد ، و گرنه پيش از وجودش موجود بوده است ، و شكى نيست كه سبب وجود ؛ موجود است ؛ پس وجود موجود است . 265 / 3 تأييد و يارى آن به برهان محكم اين كه : حق تعالى ؛ يعنى واجب الوجود كه پديد آورندهء تمام مخلوقات است عبارت از وجود مطلق است ، و اين برهان از جهات و وجوهى چند است :

برهان اول

266 / 3 اين كه اگر او نبود ؛ يا عدم بود و يا معدوم و يا موجود و يا وجود مقيد . 267 / 3 دوتاى اولى كه باطل است ؛ چون آنها ( عدم و معدوم ) مطلقا داراى اثر نيستند ، و اهل نظر گفته‌اند : عدم معلول به واسطهء عدم علت است ؛ يعنى ؛ عدم تأثير نه تأثير عدم ، يعنى حقيقت امر در مقام عدم علت ؛ عدم معلول است ، پس لازم مجازى است ، چنان كه در اين بيان آمده : بزائيد براى مردن و بسازيد براى خراب شدن ؛ جز آن‌كه دو ترتّب از جهت فرق بين سبب فاعليت و سبب غايى بودن بر عكس هم است ، يا اين كه از نو مىگوييم : براى اين كه آن دو ( عدم و معدوم ) در وجود اثر نمىگذارند . 268 / 3 و اما سومى - يعنى موجود - : ( اين هم باطل است ) چون موجوديت موجود به