تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
131 / 2 بدان كه نفس انسانى هيئت و شكلى اجتماعى و گرد آمده از بخار ابر مانند و قوهء حيوانى است كه به واسطه آن ( هيئت ) آن بخار ؛ روح حيوانى ناميده شده و از اثرى روحانى است كه بدان از ديگر روحهاى حيوانى جدايى دارد ، و ( اين نفس انسانى ) از اصل فطرت « 1 » « ذر » بودن جسمانيش - يعنى پاسخ دهندهء به « بلى » ( 172 - اعراف ) و :
أَتَيْنا طائِعِينَ
، يعنى فرمانبردار آمديم ( 1 - فصلت ) - پوشيده و محجوب شده است ، و همين‌طور فطرت روحانيش به حكم خواص دگرگونىها و اطوار و احكام بازداشتن‌ها و تعويقات و غلبهء احكام طبيعت و حيوانيت بر آن بر خودش پوشيده شده و در نتيجه از اصل فطرت خويش غافل و بىخبر مانده و رو به سوى لذاتى كه اختصاص به نشأه و عالم حس زودگذر دارد آورده ، حالش مانند شخص خفته‌اى است كه از محسوسات ثابت روى گردانيده و از آنها بىخبر و غافل است و روى بر خيالات فنا شونده آورده است ، و حكم اين غفلت و بىخبرى شامل حقيقت سرّ الهى وجودى ( انسان ) و حقيقت اثر روحانى ؛ و حقيقت نفس انسانى حيوانى مىباشد ، و به حكم غلبهء احكام كثرت بر اين حقايق سه گانه ، اخلاق و صفات او يا به سوى تفريط و كوتاهى و يا به افراط و زياده روى انحراف مىيابد و بدين سبب اثر قلب وحدانى اعتدالى در هر يك آنها پنهان مىماند ، بلكه نسبت به بعضى از اشخاص تباه و نابود مىگردد ؛ مانند تباه و نابود شدن صورت در ممسوحان « 2 » .
هامش
تفويض - ثقت - تسليم . بخش اخلاق كه داراى ده باب است : صبر - رضا - شكر - حياء - صدق - ايثار - خلق - تواضع - فتوت - انبساط . بخش اصول كه داراى ده باب است : قصد - عزم - اراده - ادب - يقين - انس - ذكر - فقر - غنى - مراد . بخش اوديه كه داراى ده باب است : احسان - علم - حكمت - بصيرت - فراست - تعظيم - الهام - سكينه - طمأنينه - همت . بخش احوال كه داراى ده باب است : محبت - غيرت - شوق - غلق - عطش - وجد - دهش - هيمان - برق - ذوق . بخش ولايات كه داراى ده باب است : لحظ - وقت - صفا - سرور - سرّ - نفس - غربت - غرق - غيبت - تمكّن . بخش حقايق كه داراى ده باب است : مكاشفه - مشاهده - معاينه - حيات - قبض - بسط - سكر - صحو - اتصال - انفصال . بخش نهايات كه داراى ده باب است : معرفت - فنا - بقا - تحقيق - تلبيس - وجود - تجريد - تفريد - جمع - توحيد . ( 1 ) - يعنى از كيفيت و چگونگى وجود مثالى جسمانى خود كه در عالم مثال مطلق برايش محفوظ است و در زبان شرع به عالم « ذر » ناميده شده است . ( 2 ) - يعنى آثار صورت محوشدگان ، و ممكن است ممسوخين باشد ، يعنى از صورت اصليش تبديل يافته و به صورت ديگرى درآمده است . م