يعنى تصديق آنچه كه پيغمبر آورده - آنگونه كه مقصود و مراد خدا و رسولش مىباشد - و پايان آن احسان است - بر مراتب خود -
124 / 2 بنابر اين اسلام خون و مال را حفظ مىكند ؛ و ايمان نفوس را از تاريكهاى گمراهى و گمراه كردن حفظ مىنمايد ؛ و احسان ارواح را از مشاهدهء غير اشباح حفظ مىكند و به آنها حيا و مراقبهء ( نگهبانى دل ) بر كمال مىبخشد ، سپس به واسطهء آن ( توفيق ) نفس را بهرهمندى از مشتهيات بهشتى ؛ و چشم را لذت مشاهدهء رحمان ؛ و روح را بهرهورى به حقايق امتنان حاصل مىشود .
125 / 2 آغاز آن تو را از حس فانى ؛ و ميان آن از نفست فانى مىسازد ؛ و پايان آن بخشش به خورشيد ( روح ) تو مىكند ، آغازش به تو كرامات كه به نام خرق عادت ( خلاف عادت و معمول ) است مىبخشد و ميان آن فناى از صفات - به واسطهء شهود فناى تمام موجودات در احديت ذات - و پايانش تنعم و بهرهمندى به مشاهدهء ذات كه نهايت لذات كه نهايت است مىبخشدت .
126 / 2 بنابر اين هر يك از مبتدى و متوسط و منتهى را توفيقى به اندازهء خويش است و اين همان شكل جامعى است كه شامل اقسام توفيق - آنگونه كه شيخ اكبر و استاد تحقيق بيان داشته - مىباشد ؛ و وظايف اسلامى امام عالم شهادت را مشخص كرده و نام آن را مواقع نهاده ، و ( وظايف ) ايمانى امام عالم جبروت و ملكوت ؛ و احسانى قطب جامع را مشخص كرده و نام آن را مطالع نهاده .
127 / 2 سپس گويد : مردمان در نتايج توفيق دو دسته مىشوند : از آنان كسى هست كه برايش به حد كمال حاصل مىشود و آن قطب - صاحب وقت - است ، و از آنان كسى هست كه منتهى به آنگونه و حيثيتى كه خداوند عليم حكيم مقدّر كرده مىشود ، در اين صورت توفيق صحيح است و اين صحت توفيق به واسطه تحصيل علم مشروع به حق متعال و خلق و شرع و راه نجات و رستگارى بوده كه منتهى به انابه ؛ يعنى بازگشت از مخالفت كردنها و گناهان به باطن ؛ و از غير حق به حق مىگردد ؛ و اين نشانه صحت توفيق است .
128 / 2 سپس نتيجه انابه است و نشانهاش توبه مىباشد ، و آن بازگشت از مخالفت
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٥