هئولاء و هئولاء من عطاء ربك ، يعنى همه را ، آن گروه و اين گروه را از عطا و دهش پروردگارت كمك دهيم ( 20 - اسراء ) و همين سبب پراكندگى آراء و نظريات و تفرق هواها و هوسها گشته به طورى كه امكان توافق نظر اهل زمان بر آن نمىرود ، چه رسد كه نوع انسان بر آن سازگارى داشته باشد ، و امير مؤمنان على عليه السلام بر اين مطلب اشاره كرده و فرموده :
علم نقطهاى بيش نبود كه جاهلان آن را تكثر و فزونى بخشيدند « 1 » .
118 / 2 حضرت شيخ گويد : هر كس كه پاكى - حتى از اخلاص - روزيش شود ، محققا خلاص و رهايى ارزانيش شده .
119 / 2 حال گوييم : اين به واسطهء روى گردانيدن از آنچه است كه براى نفس و روح او از اهداف به شمار مىرود ؛ و نيز از آنچه كه به سبب قيد و بندهاى عين ثابت وى - از اعراض - حاصل شده است ، و تحققش از اقسام طهارت تصور مىشود ؛ كه به نام اخلاص خاص خاصان ناميده شده و به خلاص و رهايى از ديدن اخلاق تفسير شده است .
فصل پنجم در آنچه كه كاملان - از ضبط كليات مهم علم و عمل - بيان داشتهاند
و در آن راههايى چند است : 120 / 2 از جمله آنچه را كه امام ابو حامد غزالى در قسم دوم از كتاب جواهر القران برگزيده چهل باب است ، ده باب آن در عقايد و ده باب ديگر در عبادات ظاهرى و ده باب ديگرش در اعمال باطنى كه به نام مهلكات ناميده شده و ده باب آخرى در باطن است كه به نام منجيات « 2 » ناميده شده است .
هامش
( 1 ) - يعنى علم يك حقيقت است كه به تكثر و فزونى يافتنش محلهاى مختلف و متعدد تكثر و فزونى مىيابد ، اين جهل به معنى بسيط است ، و يا آنكه رنگها و نقوش پراكندهايست كه محلهاى آنها موجب تكثر و فزونى و رنگ پذيرى است و وارد بر پاكى اصلى خويش باقى نمىماند ، جهل به اين معنى مركب است .
( 2 ) - اين شكل از كتاب جواهر القران رونويس شده : قسم اول در حمل علوم و اصول آنكه ده است : نخست در ذات ، دوم در تقدير ، سوم در قدرت ، چهارم در علم ، پنجم در اراده ، ششم در شنيدن ، هفتم در كلام ، هشتم در افعال ، نهم در معاد ، دهم در نبوت .
قسم دوم در اعمال ظاهرى كه اين هم ده اصل است : نخست در نماز ، دوم در زكات ، سوم در روزه ،