پس از اين مرتبه مرتبهء ديگرى عارجان مراتب را نيست . اين قطعهاى از تفسير حضرت شيخ قدس سره بود .
115 / 2 در اينجا ميدان تحقيق و تحقق بسيار فراخ است ، بلكه اصولا بيان تمام ميزانهاى كمال و اكمليت كه آنها را نهايتى نيست در مقام كتابت كه نهايتپذير است محال و غير ممكن است و روى هم رفته ضبط آنها نسبت به علم سلوك مناسبتر است ، لذا فكر كرديم كه اشارهاى مختصر به امهات و اصول مقامات در اينجا ، به تشويق تحقيق نزديكتر باشد .
آگاهى دادن 116 / 2 بسا كه بين بيان نظرى و بيان عيانى ذوقى ( مكاشفى ) در عبارت سازگارى واقع شود ، يا از آن جهت كه آن ( در نزد صاحب عيان ) در معنى مقصود ؛ واضح و روشن است ؛ و يا به واسطه احاطهء مقام بر آنچه كه محجوب - يعنى متوجه به فكر خود و اهتمام كنندهء بدان كه متوجه به قلب خويش است - مىگيرد ، و اگر چه بين دو گرفته شده ( يعنى متوجه به فكر و متوجه به قلب ) فرق است ، پس آنچه به واسطهء توجه قلبى و از راه كشف گرفته شده باشد - نه از راه عمل و در محل پاك - وارد را بر پاكى اصلى خويش باقى مىدارد ، و آنچه كه به واسطهء توجه فكرى از پس حجاب و پردههاى فكر بشرى به توسط عمل و در محل ناپاك گرفته شده باشد ؛ وارد را در لباس زشتى و عيب مىپوشاند .
117 / 2 پس يك كلمه به دو كلمه امتياز مىيابد ، يعنى به واسطهء وسعت ميدان عطا و دهش ذاتى و يا اسمائى الهى و فراخى تحقيق حكم قبضتين « 1 » ، چنان كه مىفرمايد : كلا نمد
هامش
كه بوده مشاهده نمىكند ) و اندراج هر دو در سطوات وحدت او جمعا ، هنالك اجتمع الفرق و ارتتق الفتق و استتر النور ( وجود حق ) فى النور ( همان وجود حق ) و بطن الظهور فى الظهور و نودى من وراء سرادقات العزة : الا كل شئى ما خلا الله باطل . و غابت العين لا رسم و لا اثر ( وجود اشيا پنهان شد و از آنها نه نشان ماند و نه اثر )وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ( و در پيشگاه خداوند مقتدر حاضر شوند - 48 - ابراهيم )
( 1 ) - يعنى قبضهء چپ و راست ( و در روايت است ) هر دو دست او يمين مباركه است ، يعنى دست راست پر بركت و نيروى مطلق است . م