تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
40
گه نبات و گاه حيوان مىشود * گه معادن گاه انسان مىشود ذكر تسبيحت بهر دم بيدرنگ * مىنمايد ميوه‌هاى رنگ رنگ سيب و زردآلو و انگور و نبات * شد نماز و ذكر و تسبيح و صلوة لاله و گلها و ريحان و سمن * جمله طاعات است و اخلاق حسن هر يكى را معنى خاصى دگر * زان معانى جو ز دانايان خبر حور غلمان هريكى اوصاف تست * مهر و مه روحست و قلب صاف تست قصر مرواريد و درهاى ثمين * شد دل پر نور او اى مرد دين جوى خمر و جوى شير و جوى آب * جمله اوصاف تو آمد در حساب مستى و شوق است جوهاى شراب * شد مثال ذكر و فكرت جوى آب ذوق طاعتها و لذات عمل * مىنمايد صورت جوى عسل صورت علم لدنى جوى شير * طفل را گر شير نبود مرده گير سيم و زر صدقست و اخلاص اى پسر * لعل و مرواريد حكمت مىنگر علم توحيد است در معنوى * شد زمرد عفت ار دانا شوى لاجورد آمد ورع اى متقى * گشت فيروزه عبادات سنى كهربا باشد عبادت در مثال * هست ياقوت حقيقى اعتدال حدس و امعان نظر الماس‌دان * گشت مينا دقت فهم اى جوان شد زجاجه رقت قلب اى عزيز * جرم زهر و توبه پازهر است نيز گشت چينى معرفتهاى يقين * خود محبت سنگ مقناطيس بين شد عبادتها و طاعات اى پسر * آن طعام و شربت همچون شكر چون شود اوصاف و اخلاقت نكو * هشت جنت خود تويى اى نيكخو گر گرفتار صفات بد شدى * هم تو دوزخ هم عذاب سرمدى آتش سوزان و ز قوم و عذاب * هم تو دارى فهم كن نيكو بياب

حكايت عارفى كه در صحرا به سردى هوا دچار شده به طلب آتش سوى ده مىدويد

عارفى مىرفت يك روزى به راه * بود صحرا و نبود آنجا پناه