38
هفت دوزخ خلق بد را شد مثال * هشت جنت خلق نيكو را مآل
آتش دوزخ چه باشد ظلم و كين * ديدهء معنى گشا يكيك ببين
حرص و شهوت مار و مورست و سگست * رهروان را كى درين معنى شك است
كبر و عجبت را پلنگ و شير دان * ننگ و ناموس اژدهاى بىامان
شد مثال مال دنياوى حدث * زانكه دنيا جيفهاى باشد عبث
روبه و خرگوش مكرست و حيل * خود مثال بخل موشست و جعل
دان كه ميمون صورت تقليد بود * نيست از تقليد كس را هيچ سود
خرس در معنى يقين الحاد بود * صورت بىغيرتى خوكى نمود
يوز در معنى است خشم و بد دلى * گربه حقد و كينه و بيحاصلى
اختفا را خارپشت آمد مثال * صورت تشنيع و غيبت شد شغال
دان كه كفتار است دزدى نهان * شد طمع گرگى از او مىجو امان
آن زبانى چيست نفس پر ستيز * زينهار اى جان من از وى گريز
گر ز آتش صورت فعل بدست * روح را از وى عذاب سرمدست
مالك دوزخ هواى نفسى است * مانع لذات روح قدسى است
ذكر و طاعتهاى با روى و ريا * گشت ز قوم و حميم اندر جزا
جنت و دوزخ بود اعمال تو * فاش گردد حسن و قبح حال تو
چونكه روح و عقل شد ز ايشان اسير * شد ميان هر دو منكر با نكير
مىكنند از چند چيز از تو سئوال * يا تو از اهل رشادى يا ضلال
مىكنند آن جمله را معروض حق * تا كه باطل را جدا سازد ز حق
مىرسد از حق جزاى هر عمل * صدق صادق را ، دغايان را دغل
صورت عدلست ميزان و صراط * بر صراط حق گذر با احتياط
انحراف از هر دو جانب دوزخست * اعتدال اندر وسط چون برزخست
راه اوسط شو كه شد خير الامور * تا رهى از دوزخ پر شر و شور
تا نسازى بر صراط حق عبور * كى رسى در جنت و حور و قصور