تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
30
كى شوى واقف تو از اسرار دين * كى شود حاصل ترا ذوق يقين در طريقت عارف حق كى شوى * گر نكردى كاملان را پيروى هيچ‌كس را نيست ره سوى وصال * تا نباشد رهبرش صاحب كمال جز مگر مجذوب مطلق كو به حق * و اصل است و نيست كس را هيچ دق او به محض جذبه راهى يافتست * نور حق بىسعى بر وى تافتست رهبرى نايد ز مجذوبان يقين * اتفاق كاملان اينست اين روز مجذوبان مجو اى پر هنر * اندرين ره هيچ چيزى جز نظر گرچه آن مجذوب از حق آگهست * تابع مجذوب بىشك گمرهست او چو مست و بى خود و لايعقل است * كردن تكليف بر وى باطلست وانكه دارد عقل و تابع شد به دو * هست احكام شريعت را عدو

در بيان اقسام سالكان راه إله و تفاوت مراتب ايشان

چار قسم‌اند سالكان راه دين * حال هريك را ز من بشنو يقين اولين مجذوب سالك آمدست * كاول از جذبه به حق و اصل شدست حق فرستادش به سوى خلق زود * تا كه خلقان جهان را ره نمود با همه قربى كه دارد با خدا * از رياضت نيست يك ساعت جدا زانكه هركو مقتداى راه شد * از بد و نيك مقام آگاه شد گر نباشد در عمل ثابت قدم * چون رهاند خلق را از دست غم مقتدا چون در رياضت قايمست * تابعش را ميل طاعت دايمست زانكه باشد تابع اعمال پير * هر مريد صادق از صدق ضمير ديگر آنكه شأن حق بيغايت است * هر زمانش نوع ديگر آيت است چونكه معروف است بيحد لاجرم * معرفت بيغايت آيد نيز هم عمرها گر او رياضت مىكند * روز و شب را صرف طاعت مىكند دم بدم بيند جمال ديگر او * لاجرم دايم بود در جست‌وجو گر دو صد سال اندرين ره مىرود * هر دم از هر نوع حيران مىشود در نماز از بس كه بر پا ايستاد * عاقبت در پاش آماس اوفتاد حال پيغمبر نگر با آن كمال * فاستقم بودش خطاب از ذو الجلال