28
زارى و درد و فغان و آه كو * ترك ملك و حرص مال و جاه كو
هر كه غالب گشت بر نفس و هوى * اوست بىشك طالب راه خدا
هر كه درد عشق سوزد دامنش * جان و دل بگرفته از ما و منش
هركرا درد رياضت تافته است * هر كه بىشرك است ايمان يافته است
گر ز وصل دوست خواهى برگ و ساز * هر چه دارى در ره جانان بباز
هستى خود ساز وقف نيستى * نيست چون گشتى بدانى كيستى
رو فداى عشق او كن جان و دل * عاشقانه خود پرستى را بهل
در بيان تأثير صحبت و خواص آن و فايدهء مصاحبت فقرا و اوليا
صحبت طالب طلب اى مرد دين * هر كه طالب نيست زو دورى گزين
ز هر قاتل مىشمر صحبت به عام * هست صحبت را اثرهاى تمام
چون مصاحب گشت مس با كيميا * شد زر خالص ز صحبت اى كيا
بيد چون گردد مصاحب با نبات * هم بهاى او شود در كاينات
صحبت دانا عجايب رحمتست * صحبت نادان درين ره زحمتست
عند ذكر الصالحين اى راه بين * تنزل الرحمت شنو مرد يقين
خاصه فيض صحبت كامل كه او * نيست از خود گشت هست از نور هو
طالبا اكسير اعظم صحبت است * در حقيقت كيميا اين دولت است
صحبت كامل ترا كامل كند * خدمت مردان ترا و اصل كند
صحبت اهل دلان بگزين دلا * جان فداى راه ايشان كن هلا
در دل صاحب دلان جايى بگير * رهروان را نيست از رهبر گزير
تا نگردى خاك راه كاملان * كى شوى با بهره از اسرارشان
از روان پاك ايشان جو دعا * تا امان يا بى ز هر مكر و دغا
صحبت نيكان طلب كن در جهان * با بدان منشين كه گردى بد بدان
هر كه كرد او صحبت نيك اختيار * در ميان خلق گردد نامدار
مرد را بشناس از هم صحبتش * از مصاحب دان تو حفظ رفعتش
صحبت نيكان طلب كن مرد باش * در ره مردان چو مردان فرد باش