29
بگسل اى دل از حضور اهل دل * ورنه گردى پيش حق خوار و خجل
هر كه دور از صحبت اهل دلست * از خدا دور است و اين بس مشكلست
طالبان را همتى بايد بلند * دون همت نيست پيش حق پسند
گر همى خواهى كه اهل دل شوى * در طريق كاملان كامل شوى
هر كه در عالم كمالى يافتست * از حضور اهل حالى يافتست
گر همى خواهى كه يا بى قرب رب * صحبت اهل دلان از جان طلب
صحبت كامل به از هر طاعتست * طاعت شايسته ترك عادتست
هر كه خدمت كرد او مخدوم شد * هر كه عجب آورد او محروم شد
صحبت اهل دلان درياب زود * عمر را فرصت شمر بشتاب زود
ناقص از كامل شناس اى مرد راه * تا نيفتى سرنگون در قعر چاه
بىعنايات خدا اين ديد كو * جز به لطف او مرا اميد كو
گر هدايت ور ضلالت مىدهى * هم مضل و هم تو هادى رهى
در بيان آنكه سلوك و تصفيه بىارشاد شيخ كامل راهنما ره به مطلوب نمىتوان برد كه من لا شيخ له فشيخه و الشيطان و من لم ير مفلحا لا يفلح ابدا ، قال : ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى
كى ازين معنى بيابى تو نشان * تا نگردى خاك راه كاملان 171
اندرين ره گر ندارى پيشوا * كى ز وصل دوست گردى بانوا
شرط اين ره چيست پير راهدان * الرفيق آنگه طريق آخر بخوان
در طريقت گر ندارى راهبر * كى خبر يا بى ز حق اى بى خبر
صد هزاران سال اگر طاعت كنى * ور تو عمرى در رياضت بر تنى
ور بروز آرى تو شبهاى دراز * در خشوع و ذكر و در فكر و نماز
دايما با روزه باشى سال و ماه * در رياضت خويشتن كاهى چو كاه
وردهاى اوليا آرى بجا * دايما با گريه باشى و عنا
ور بخوانى اصطلاحات و فصوص * جمع گردانى فتوحات و نصوص
چون نباشد پير رهدان رهبرت * كى شود مكشوف اين سرها برت