9
در نصيحت و تحريض در سلوك و رياضت و تهذيب اخلاق سيهء بحسنه و مخالفت نفس و هوى و متابعت پير كامل رهنما و بيان روش اوليا و طريق وصول به مقامات عرفا
پاك شو از نخوت و حرص و حسد * تا كه باشى بندهء پاك احد
از تكبر وز رعونت دور باش * تا كه گردى ز اولياى خواجه تاش
هر كه از اخلاق بد وارسته شد * او به اوصاف نكو پيوسته شد
لطف و احسان و كرم را پيشه كن * نيكويى كن وز بدى انديشه كن
رو فتوت را شعار خويش ساز * عفت و حكمت دثار خويش ساز
در سخاوت كوش و در بذل و عطا * تا بيابى تو مقام اصفيا
اول از نفس و هوى بيزار شو * پس به كوى عشق جانان خوار شو
خودپرستى را رها كن حق پرست * بت پرستد هركه او از خود برست
كى ز دست نفس خود يابد خلاص * تا نگردد بندهء خاص الخواص
از خودى بگذر خدا را بنده باش * پيش ره بينان چو خاك افكنده باش
نيستى بپذير و هستى را بهل * خاك ره شو زير پاى اهل دل
كار نايد طمطراق و گفتوگوى * گر سلوك ره كنى پيرى بجوى
گر روى اين راه را بىراهبر * كى تو در منزل رسى اى بى خبر
اندرين ره گر به تنها مىروى * ريشخند و سخرهء شيطان شوى
گر سفر خواهى بجو اول رفيق * پس برو ايمن ز رهزن در طريق
صحبت غالب طلب گر طالبى * تا به مطلوبى رساند غالبى
در طريق ارادت و بيان آداب مريد نسبت با پير كامل
گر هواى اين سفر دارى دلا * دامن رهبر بگير و برتر آ
خود ارادت ترك عادت مىشمر * ترك عادت را سعادت مىشمر
گر ارادت به دو راه طالب است * ليك بر ديگر منازل غالب است
چون ارادت در درون پيدا شود * راه حق را او به جان جويا شود
در ارادت باش صادق اى مريد * شد ارادت قفل اين در را كليد