8
ختم شد بر ذات او فضل و كمال * در كمالش كى رسد وهم و خيال
هست او را برزخ جامع مقام * قصر معنى از وجودش شد تمام
قطب اقطاب جهان هادى الورا * مهدى دوران و فخر اوليا
آن محمد سيرت و حيدر خصال * همتش را هر دو عالم پايمال
مهبط فيض بلاغايت دلش * مجمع البحرين شد زاب و گلش
غوث اعظم دين و ملت را پناه * فقر و دانش بر كمالاتش گواه
مظهر جامع امام الاصفيا * گشته بر تخت ولايت پادشا
اين مدار هفت طاق بيستون * مظهر اين نه رواق نيلگون
منحصر شد رهبرى در ذات او * هست منشور جهان آيات او
آنكه بر اقليم تمكين حاكم است * در طريق استقامت قايم است
هادى الخلق الى الحق است او * حجت الحق على الخلق است او
در شريعت در طريقت پيشوا * در حقيقت رهروان را رهنما
بود ذاتش جامع اطوارها * كرده دورش فخر بر ادوارها
منبع آداب و اخلاق حسن * مجمع اوصاف رب ذو المنن
گشته از انفاس او داير فلك * بوده در تقديس سابق بر ملك
وارث علم و كمال انبيا * پيشواى اوليا كهف الورا
هرچه در عالم كمالش نام بود * جمله در ذات شريف او نمود
سالكانش هر يكى اعجوبهاى * بر بساط رهبرى منصوبهاى
در درياى ولايت هر يكى * درى چرخ هدايت هر يكى
بوده هريك شهسوار ملك دين * هر يكى والى در اقليم يقين
گشته هريك واقف اسرار حق * جان هريك غرقهء انوار حق
پيشواى رهروان راه دين * محرمان قرب رب العالمين
هر يكى در دور خود گشته جنيد * چون اسيرى ديده آزادى ز قيد
كم مبادا از سر اهل جهان * سايهء فرخندهء اين كاملان