6
عاشقم بر وى نه بر نيك و بدش * تا كه رنجم از جفاى بيحدش
گر نوازد ور گدازد حاكمست * همچنان جانم به عشقش قايمست
گر دهد دشنام و گر گويد دعا * نيست ورد جان عاشق جز ثنا
گر كشد گر زنده مىگرداندم * گر براند گر به خود مىخواندم
من نگردم بيش و كم در عشق يار * نى يكى گل دانم و ديگر چوخار
وصل و هجران پيش او يكسان شده است * بر دلم شادى و غم تاوان شده است
من نبينم در دو عالم غير يار * نيست غير يار در دار و ديار
نيك و بد آيينهء رخسار اوست * از همه ذرات ديدم روى دوست
اى كريم و منعم و آمرزگار * از ره احسان و لطف بيشمار
دولت ديدار و گنج معرفت * روزيم گردان ز محض موهبت
دانشم را با يقين مقرون بدار * و از حجاب جهل و شك بيرونم آر
استقامت ده به شرع مصطفى * آن امين مخزن سر خدا
فى نعت النبى الامى العربى المحمدى الختمى عليه السلام
آن حبيب خاص رب العالمين * آن شفيع خلق عالم يوم دين
گشته تابان مهر و مه از روى او * منزل جانها خم گيسوى او
از جمال اوست عالم را صفا * گشته از خوانش دو گيتى بانوا
اوست ايجاد جهان را واسطه * در ميان خلق و خالق رابطه
رهنماى خلق و هادى سبل * مقتداى انبيا ختم رسل
و الضحى و الشمس وصف روى او * آيت و الليل شرح موى او 153
يك پياده در ركابش جبرئيل * لو دنوت بر كمالش شد دليل 154
شاه باز لا مكانى جان او * رحمة للعالمين در شأن او
قرب او ادنى شده او را مقام * ما رميت شرح حالش را تمام 155
عارف اطوار سر جزو و كل * خلق اول روح اعظم نفس كل
آنكه شد عالم طفيل ذات او * لى مع اللّه كاشف حالات او 156
نكتهء كنت نبيا مىشنو * گر دلى دارى به عشقش كن گرو 157
آن مليحى كز دو عالم املح است * در بيان سر معنى افصح است