تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
4

مناجات و استدعا به متابعت امر ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ

151 و اشارت به بعضى از احوال و اطوار صورى و معنوى سالكان راه طريقت كثرهم اللّه تعالى بين الانام
يا الهى انت منان الكريم * صاحب الاكرام و المن العظيم 152 تا بكى باشم ز ديدارت جدا * روى بنما تا كنم جان را فدا باده‌اى ده كز خودم سازد خلاص * تا درآيم بىخبر در بزم خاص باز كن آخر در ميخانه را * در ببند اين خانهء افسانه را الصلا گو عاشقان را الصلا * وارهان از ننگ و هشيارى مرا مست گردان از مى وحدت چنان * كه نماند هيچم از كثرت نشان ساقيا مستم كن از جام شراب * تا بكى باشم ز هشيارى خراب باده‌اى ده تا رهم از نيك و بد * مست گردان تا شوم فانى ز خود از مكان و لامكانم بگذران * بىنشانم ساز از نام و نشان والهم كن در جمال خويشتن * تا برآسايم دمى از ما و من جان و دل را آشنا كن با وصال * وارهان ما را ازين وهم و خيال لوح سرم پاك كن از نقش غير * تا نمايد كعبه بىشك عين دير يك دم از ديدار خود دورم مكن * از وصال خويش مهجورم مكن محو گردان از نظر نقش دويى * تا يكى گردد من و ما و تويى ديدهء بينا دل دانا ببخش * تا به ميدان يقين تازيم رخش از اسيرى جان ما آزاد كن * از غم عشقت دلم را شاد كن از همه خلق جهان كن بىنياز * كار سازا كار اين بيچاره ساز جان ما را مطلع انوار كن * سر ما را محرم اسرار كن از شراب نيستى ده جام ما * محو كن از لوح هستى نام ما عجز و مسكينى و درويشيم بخش * گنج فقر و محو بيخويشيم بخش از ريا و كبر و نخوت دور دار * در غم و شادى دلم مسرور دار در صراط عدل دارش استوار * تا بود ز افراط و تفريطش كنار در ره تحقيق ثابت كن قدم * تا برافرازد به كيوان او علم