جهر : بلند خواندن ، آواز بركشيدن ، آشكارا .
جيفه : مردار ، مردار بو گرفته ، هر چيز پست ناپايدار .
چاهيدن : ( چاييدن ) ، سرما خوردن ، ناخوش شدن به سبب سرماخوردگى .
چرغ : پرندهاى است شكارى از ردهء شكاريان روزانه ، جزو راستهء عقابها كه جثهاش از باز و حتى از كلاغ معمولى نيز كوچكتر است .
چرغ به رنگهاى خاكسترى با لكههاى سياه و سفيد ديده مىشود .
چگل : ناحيهاى است در تركستان كه زيبارويان آن معروف بودند ؛ چگلى ، زيباروى .
چينه : دانهاى كه مرغ از زمين برچيند و بخورد .
چينى : هرچيز ساخته شده در چين ، ظرف آبگينه .
حبل المتين : ريسمان استوار ، رشتهء محكم ، عروة الوثقى ، شريعت ؛ به معنى قرآن كريم نيز آمده است .
حدث : امرى كه تازه واقع شده ، چيز نو كه زشت و غير معتاد باشد ، امرى كه در سنت و شرع معروف نباشد ؛ برنا و نوجوان را نيز گويند .
حديث قدسى : حديثى كه خدا فرموده است بيرون از قرآن .
حرون : استرى كه از سوار اطاعت نكند ، سركش ، توسن .
حليم : بردبار .
حمد : ستايش ؛ و در اصطلاح صوفيان ، عبارت است از اظهار كمال محبوب ازلى به صفات جمال و نعوت جلال بر سبيل تعظيم و تجليل . و آن يا از مرتبت جمع است بر جمع ، و يا از مرتبت فرق است بر فرق ، چنان كه مظاهر خلقيه و مجالى گويند ، و يا از مرتبت جمع است بر فرق چنان كه افاضهء نور وجود بر حقايق و اعيان موجودات كه به لسان اهل اللّه از آن تعبير به فيض مقدس مىشود . ( رياض السياحه و اشعة اللمعات به نقل از فرهنگ اصطلاحات عرفانى ) .
حمول : باركش ، بردبار ، شكيبا .
حميم : خويشاوند ، نزديك ؛ آب گرم ، گرما ؛ آب سرد ؛ عرق ، خوى .
اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: شمس الدين محمد اسيرى لاهيجى
ص٢٠٩