گردد و با هيچ انسان نيارامد . خواجه عبد اللّه انصارى گويد : « تفريد ، دل از علايق بريدن است ، و كمر بندگى بر ميان بستن ، و حلقهء خدمت در گوش وفا كردن ، و خواست خود فداى خواست ازلى كردن ؛ نفس فداى رضا ، و دل فداى وفا ، و جسم فداى بقا كردن .
نفسم همه عمر در وصالت خواهد * روحم راحت ز اتصالت خواهد
گوشم سمع از بهر مقالت خواهد * چشمم بصر از شوق جمالت خواهد
تقليب : زير و رو كردن ، باژگون كردن ، ديگرگون كردن ، بدل كردن حرف به حرف ديگر .
تلو : دنبال ، پس ، پسرو ، دنبالگير .
تلوين : تلون عبد در احوال خود ، يعنى از حالى به حالى گشتن .
چنان كه حضرت موسى به يك نظر الهى متلون گرديد كه به واسطهء تجلى الهى به طور سينا هوش از وى بشد . قشيرى گويد : « تلوين صفت ارباب احوال است ، و تمكين صفت اهل حقايق است . پس مادام كه عبد در طريق است صاحب تلوين است ؛ زيرا كه ارتقا مىيابد از حالى به حالى ديگر و از وصفى به وصفى ديگر . و در قصهء يوسف است كه زنانى كه حب يوسف در قلب آنها بود ، به واسطهء كثرت توجه و غلبهء اشتغال آنها به يوسف ، احوال چنان دگرگون گرديد كه صاحب تلوين شدند و دست خود را بريده و توجهى بدان نكردند ، زيرا غلبهء اشتغال آنها به يوسف موجب غيبت آنها از احساس خود شده بود .
توبه : توبه بازگشتن و رجوع از چيزى است و روى آوردن به چيزى كامل و عالى . توبه برحسب لغت ، به معناى رجوع است ؛ و به حسب شرع ، ندامت از معاصى است . و حقيقت توبه آن است كه سالك راه خدا از آنچه مانع وصول اوست به محبوب حقيقى خود از مراتب دنيا و عقبى اعراض نموده روى توجه به جانب حق آرد . مراتب توبه چهار است :
1 - بازگشتن از كفر كه توبهء كفار است ؛
2 - بازگشتن از مناهى و كارهاى بد كه توبهء فساق است ؛