تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
رستگارى . رشد ( - رشاد ) به راه راست رفتن ، هدايت داشتن ، در راه هدايت بودن . رعونت : خودبينى ، خودخواهى ، خودآرايى ، كم‌عقلى . روح اعظم : در حقيقت روح انسانى است و مظهر ذات الهى است از جهت ربوبيت آن . شاه نعمت اللّه ولى گويد :
روح اعظم جامع ذات و صفات * روح اعظم پادشاه كاينات روح اعظم صورت اسم إله * پرده‌دار حضرت آن پادشاه
رياضت : تهذيب اخلاق نفسيه است و در لغت به معنى رام كردن ستور است . هجويرى گويد : « اما رياضت و مجاهدت جمله خلاف كردن نفس است ، و تا كسى نفسش را رياضت و مجاهدت ندهد وى را سود ندارد ، و هرچه نفس را گوشمال زيادت گردد سر او با حق راست گردد . » زاوش : ستارهء مشترى ، معادل ژوپيتر . زجاجه : قطعهء شيشه ، قطعه‌اى از آبگينه ، پيالهء بلور ؛ به اصطلاح عرفا قلب مؤمن است كه آينهء تمام نماست . زحير : صدا يا نفسى كه به سبب آزردگى يا خستگى به صورت ناله از سينه برآيد ، ناله . زربفت : زربافت ، پارچه‌اى كه در آن رشته‌هاى طلا به كار برده باشند ، زردوزى . زقوم : گويند درختى است در جهنم داراى ميوه‌هاى بسيار تلخ كه دوزخيان از آن خورند . زوتر : زودتر ، بشتابتر . سالك : سائر الى اللّه كه متوسط بين مبدأ و منتهى است مادام كه در سير است . اسيرى در شرح گلشن راز سالك را چنين تعريف كرده است . سالك مسافر الى اللّه ، رفتن از تقيد به اطلاق و از كثرت به وحدت است كه سير كشفى هم مىنامند و كسى را مىگويند كه به طريق سلوك به مرتبت و مقامى رسد كه از اصل و حقيقت خود آگاه شود و بداند كه