تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
بوك : ( كلمه تمنا ) كاشكى ، كاش ، مگر ، اميد . پير : مرشد و راهنما تابعين : در اصطلاح اهل حديث ، عنوان طبقه‌اى از مسلمين است كه عهد پيغمبر را درك نكرده‌اند و ليكن صحبت و عهد يك يا چندتن از صحابهء او را درك كرده‌اند ، مانند حسن بصرى و مالك اشتر و فقهاى سبعه . اصطلاحا كسانى را كه خود صحابه را درك نكرده‌اند و فقط عهد تابعين را درك كرده‌اند ، تابعوا التابعين ( - تابعين تابعين ) مىخوانند . تبرا : دورى كردن ، بيزارى جستن ، پاك و منزه شدن از تهمت و گناه ، پاكى ، تنزيه . تجريد : مجرد شدن ؛ و مجرد كسى باشد كه برهنه باشد ؛ و در اصطلاح عرفا آن است كه ظاهر او برهنه باشد از اغراض دنيوى و چيزى در ملك وى نباشد ، و باطن او برهنه باشد از اعراض يعنى بر ترك دنيا از خداوند چيزى طلب نكند و از عرض دنيا چيزى نگيرد و بر ترك آن هم عوض نخواهد ، نه در دنيا نه در عقبى ، بلكه ترك دنيا را از آن جهت كند كه دنيا را چيزى نداند ، و خود را مشغول به امرى نكند كه عبادت حق را فوت كند . و به معنى خالى شدن قلب و سر سالك است از ماسوى اللّه . سنائى گفته است :
هر كه خواهد ولايت تجريد * وانكه جويد هدايت توحيد از درونش نماند آسايش * وز برونش نيايد آرايش آن ستايش كه از نمايش اوست * ترك آرايش و ستايش اوست
ترانه : سرود ، نغمه ، تصنيف . تعين : عبارت از تشخص است ؛ و تعين اول نزد صوفيان مرتبت وحدت است ، و تعين دوم مرتبت وحدانيت است . جامى گويد : تعين اول وحدتى است صرف و قابليتى است محض مشتمل بر جميع قابليات كه نمايش ذات احديت‌اند . تفريد : از فرد است و فرد كسى است كه يگانه باشد و تفريد آن است كه از اشكال خود فرد گردد يعنى از امثال و اقران خود فرد