تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
84
نقش عالم سر بسر مبدل شود * باب تفصيل جهان مجمل شود كل شئى هالك گردد عيان * رو نمايد آن قيامت اين زمان 196 نقد بينى وعده‌هاى نسيه را * لذت و آرام و انوار بقا پرده بردار از رخ و اسرار بين * تا شود علم اليقين عين اليقين رخت بربند و بكل ظن و خيال * تا نمايد رخ جمال با كمال چون بنوشيدى شراب بيخودى * فارغ آيى از همه نيك و بدى مست گردى از مى جام وصال * محو باشى در جمال ذو الجلال كفر برخيزد همه ايمان شود * مشكل عالم به حق آسان شود رو نمايد آفتاب حسن دوست * از پس هر ذره كو مغزست و پوست بيند اينجا هركه ارباب صفاست * در قيامت آنچه موعود خداست از خلاف نفس و از ارشاد پير * كشف اين معنى بجو اى بينظير رو رياضت كش كه تا يا بى صفا * از خلاف طبع جو جان را جلا از هوى و از هوسها پاك شو * همچو روح اللّه بر افلاك شو

وصف الحال آنچه در روش اهل طريقت بر اين فقير روى نموده جهت تنبيه طالبان و عاشقان ذكر كرده مىشود

چونكه درد عشق دامانم گرفت * شحنهء عقلش گريبانم گرفت شعله زن شد آتش عشقش چنان * كز نفس شد سوخته كون و مكان ز آتش سوداى او مىسوختم * باز همچون لاله مىافروختم ترك عشقش كرد يغما جان و دل * جان ما را دل گرفت از آب و گل عشق او چون در دلم منزل گرفت * جان ما را از دو عالم دل گرفت كام جانم لذت عشقش چو يافت * از غم و فكر دو عالم روى تافت جز خيال او نبودم مونسى * جز غمش همدم نگشتم با كسى گه ز خمش مست بودم گه خمار * گه ز زلف مشك بويش بيقرار چارهء اين درد مىنشناختم * روز و شب با سوختن مىساختم دايما لب خشك بودم ديده تر * قوت جانم بود از خون جگر درد خود با هركه مىكردم بيان * از دوايش كس نمىگفتى نشان