تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
70
عشق گويد آتشى در جاه زن * عقل گويد آبرو مىجو به فن عشق گويد پاكباز و فرد باش * عقل گويد كسب كن عقل معاش عشق گويد از دو عالم پاك شو * عقل گويد از پى اين هر دو رو عشق مىگويد كه وصل يار جو * عقل گويد بر محال اين ره مپو عشق مىگويد قلندر مىشوم * عقل گويد شيخ با فر مىشوم عشق مىگويد طلب راه خمول * عقل گويد نى تو شهرت كن قبول عشق گويد نامرادى پيشه كن * عقل گويد عاقبت انديشه كن عشق گويد نوش كن جام فنا * عقل گويد كى بود مستى روا عشق گويد نيست گردان هرچه هست * عقل گويد رو معاش آور به دست عشق آتش مىزند در كاينات * عقل گويد برحذر زين ترهات عشق گويد دير و ناقوست كجاست * عقل گويد ننگ و ناموست كجاست عشق گويد خانه ويران مىكنم * عقل گويد شهر عمران مىكنم عشق گويد در بلا منزل كنم * عقل گويد خويش بر عشرت زنم عشق گويد مىروم سويى سفر * عقل گويد شو مقيم اندر حضر عشق گويد جز عيان چيزى مجو * عقل گويد در بيان برهان بگر عشق گويد عقل سرگردان كجاست * عقل گويد عشق بىسامان كجاست عشق مىگويد كه رو ديوانه شو * عقل گويد عاقل و فرزانه شو عشق گويد عقل را مجنون كنم * عقل گويد عشق را مفتون كنم عشق گويد عاشق قلاش باش * عقل گويد زاهد قلماش باش عشق گويد من ز تلوين بگذرم * عقل گويد رو به تمكين آورم عشق گويد پيشه كن بيچارگى * عقل گويد چاره جو يك بارگى عشق گويد دور كن طول امل * عقل سازد حيله‌هاى هر محل عشق گويد فكر دنيا هيچ نيست * عقل گويد طالب دنيا بسى است عشق مىگويد كه خاموشى به است * عقل گويد قل هم از امر شه است عشق مىگويد كه هان درويش باش * عقل گويد عاقبت انديش باش عشق سوى كفر آرد موكشان * عقل از اسلام مىجويد نشان عشق را شد دين و ملت نيستى * مرد عشقى گر ز خود فانيستى
اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 70 | شمس الدين محمد اسيرى لاهيجى