67
در بيان حديث نبوى كه : لو لم تذنبوا لخشيت عليكم اشد من الذنب الا و هو العجب العجب العجب ، بيزارم از آن طاعتى كه مرا به عجب آرد . خوشا معصيتى كه مرا به عذر آرد . « انين المذنبين احب الى اللّه من زجل المسبحين » چه هرچه موجب نيستى و عجز است به حقيقت طاعت مقبول است .
طاعتى كو عجب آرد يا غرور * معصيت كو چون كند ز يار دور
گفت پيغمبر كه لو لم تذنبوا * بر شما بودى مرا خوف دو تو 191
زانكه باشد در گنه عجز و نياز * حق همى بخشد چو كردى توبه باز
ليك در طاعت ترا گر عجب هست * هر كه معجب گشت از دوزخ نرست
طاعتى كو عجب و نخوت بار داد * بدتر از هر معصيت گفت اوستاد
گفت بيزارم از آن طاعت كه او * موجب عجب آمد و كبر دو تو
اى خوشا آن معصيت كو عاقبت * آورد ما را به عجز و مسكنت
هر كه داد او جاى نخوت را به سر * طاعتش چون معصيت آمد مضر
هر گناهى كو ندامت آورد * طاعتش خوان چون سلامت آورد
چون بناى كار بر فقر و فناست * كفر اين ره هستى و كبر و رياست
گفت پيغمبر انين المذنبين * پيش حق به از حنين الذاكرين
نالههاى زار عاشق پيش حق * بر فغان ذاكران دارد سبق
هر چه رو بر عجز دارد طاعتست * اندرين ره عجب و نخوت آفتست
افتقار و عجز و درويشى خوشست * نيكخواهى خير انديشى خوشست
نيست خالى هيچ شئى از حكمتى * گر شوى عارف بيابى لذتى
آيينهء هستى چه باشد نيستى * نيستى بگزين گر ابله نيستى
در بيان حقيقت عشق و آثار و احكام آن
عشق چه بود قطره دريا ساختن * از دو عالم با خدا پرداختن
عشق آن باشد كه باطل حق شود * قيد را بگذارد و مطلق شود