تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

31 [ راحت ار خواهى بيا با درد أو همراز شو - دولت ار جويى برو در عشق أو جانباز شو ] « * »

راحت ار خواهى بيا با درد أو همراز شو * دولت ار جويى برو در عشق أو جانباز شو ساز راه عشق سربازى وبدنامى بود * گر سر اين راه دارى در پى اين ساز شو برتن وجان چند نازى چون نيرزى ارزنى * صعوه با ارزن گذار وبردرش شهباز شو تا بكى همچون زنان اين راه ورسم رنگ وبوى * راه مردان گير وبا صاحب دلان دمساز شو چون زغن تا چند باشى بستهء مردار تن * در هواي سيرجان يك لحظه در پرواز شو جان وتن بندست وكفر ودين حجاب اندر رهش * جمله را برهم زن وبا عشق هم آواز شو باز أوج كبريايى مانده اندر دام كأم * دام ودانه بردر وخرم بحضرت باز شو گرهماى قاف قربى بال همت برگشاى * در فضاى لامكان با قدسيان انباز شو قفل اين در شد علايى وكليد آن نياز * گر نيازى دارى اينجا بر سرير ناز شو

32 [ خوشا سرى كه بود ذوق سيرها ديده - بچشم دل رخ اسرار آن سرا ديده ] « * * »

خوشا سرى كه بود ذوق سيرها ديده * بچشم دل رخ اسرار آن سرا ديده
هامش
( * ) آ : ص 387 مخمس پنجم ، ب : برگ 189 ب غزل 5 ، ت : ندارد ، خلاصة المناقب برگ 11 الف ، س : شماره 4 . ( * * ) آ : ص 402 مخمس چهاردهم ، ب : برگ 191 ب غزل 13 ، ت : ندارد ، خلاصة المناقب برگ 91 ب ، ن : ص 10 غزل 14 .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 471 | محمد رياض