تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١

19 [ نقاب كبريا روزى اگر از روى بگشايد - هزاران بيدل شيدا زهر سويى برقص آيد ] « * »

نقاب كبريا روزى اگر از روى بگشايد * هزاران بيدل شيدا زهر سويى برقص آيد اگر از عكس رخسارش شعاعى برزمين افتد * بسا أنوار روحاني ز خاك تيره بنمايد نسيم زلفش ار بر كوى مشتاقان گذر سازد * سريق نار هجران را ز آتش راحت افزايد به اندوهش بود شادى ، ز يادش از غم آزادى * كه اندوهش روان بخشد ، بيادش روح آسايد بسان ذره در رقصند دلها از غم رويش * ولى آن شه كجا هرگز درين ظلمت سرا آيد غبار دل نمىزيبد كه برروى غمش باشد * مقام جان هر عاشق جنابش را نمىشايد هزاران سر درين سودا كه بوئى از درش يابند * ولى اين گنج را هر مفلسى در خور نمىآيد ز مُهرِ مِهرِ روى أو هر آنكو دولتي يابد * ببوى لطف أو آيد هر آن بيدل كه پيش آيد على چون درخور يادش نئى رونوحه كن برخود * كسى را شايد اين كو دل بغير أو نيالايد

20 [ اى شده نور خدا از مه روى تو پديد - خرم آنكس كه درين عيد مه روى تو ديد ] « * * »

اى شده نور خدا از مه روى تو پديد * خرم آنكس كه درين عيد مه روى تو ديد
هامش
( * ) آ : ص 404 مخمس پانزدهم ، ب : برگ 192 الف غزل 14 ، ت : برگ 444 غزل 9 ، ن : ص 11 غزل 15 . ( * * ) آ : ص 444 مخمس چهل ويكم ، ب وت ندارد ، ن : ص 23 و 24 غزل 40 .