تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
قدسيان كوس « أَطِيعُوا اللَّهَ » بر جان كوبند * از دل ونفس « سَمِعْنا وَأَطَعْنا » شنوند برنداى كرمش كرده روانها مسرور * چون ز آثار وفا شكر موفا شنوند در ملامت گه عشاق كه ديوان قضاست * پاكى يوسف جان را ز زليخا شنوند سدّ اين راه علايى است اگر برخيزد * صوت تسبيح وى از صخرهء صما شنوند

16 [ عاشقان عكس رخت در همه اشيا بينند - سرّ سوداى تو در سينه هويدا بينند ] « * »

عاشقان عكس رخت در همه اشيا بينند * سرّ سوداى تو در سينه هويدا بينند هر كرا يك نفسي با تو مهيا گردد * دو جهان پيش درش عيش مهنا بينند خاك راهى كه سگ كوى تو بروى گذرد * توتياى رمد ديدهء بينا بينند درد عشقت كه حمايت‌گر هردرمانست * خوش‌تر از مائدهء جنت مأوا بينند آتشى كز غم تو رخت دل وجان سوزد * از فروغ قبسش نور تجلى بينند از وجوه سنريهم خط اسما خوانند * پس بتحقيق همه عين مسمى بينند هرچه هست آن همه آئينهء ذاتت دانند * روى مقصود در آن آينه پيدا بينند
هامش
( * ) آ : ص 413 مخمس بيستم ، ب : برگ 192 ب غزل 19 ، ت : برگ 445 غزل 14 ، ن : ص 14 غزل 21 .