تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
در خم زلفش چو پنهان گشته هرپيدا كه هست * نور رويش آن نهان در خويش پيدا ميكشد ابر جودش كو نثار فيض رحمت ميكند * خاكيان خسته را در صفّ اعلا ميكشد زبدهء اسرار كون ونقد معيار وجود * در نهاد پيكر خاكى از آنجا ميكشد چون علايى صيد عنقاى جلالش گشت از آن * بر ضميرش داغ اشكال معما ميكشد

10 [ أرباب ذوق در غم تو آرميده‌اند - از شادى ونعيم دو عالم رهيده‌اند ] « * »

أرباب ذوق در غم تو آرميده‌اند * از شادى ونعيم دو عالم رهيده‌اند حوران خلد را به پشيزى نمىخرند * تا از صفاى حسن تو رمزى شنيده‌اند پالودهء شكنجهء عشق‌اند زان سبب * ز آلودگان جيفهء دنيا بريده‌اند از ضيق خانقاه صور خرقهء وجود * بر طارم حظاير قدسي كشيده‌اند از ناز يار ومحنت اغيار فارغند * چون در سرادقات جلالش رسيده‌اند در مجلس شهود نشسته ملوك وار * ذوقي ز جام انس بصد جان خريده‌اند جان را بباد داده ودل پايمال عشق * جلباب نام وپردهء دعوا دريده‌اند بر بوى مهر تست علايى رهين غم * كين دولت از أزل بگلشن در دميده‌اند
هامش
( * ) آ : ص 385 مخمس چهارم ، ب : برگ 188 ب غزل 3 ، ت : برگ 442 غزل 2 ، ن : ص 5 ، غزل 4 .