تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
سلامت جوى محرومى ز ذوق منصب شاهى * سرير ملك آن يابد كه عزمش پرخطر باشد كي از پيمودن آفاق اين دولت شود حاصل * كسى را زيبد اين معنى كش اندر خود سفر باشد كسى از سير اين معنى بگفت‌وگو نشد آگه * كه از پيمودن دريا تحير بيشتر باشد على گوهر كسى يابد كه أو از سر قدم سازد * كي افتد گوهر معنى ترا گر قدر سر باشد

9 [ هر سحرگه بوى زلفش دل ببالا ميكشد - صورت موهوم را خط در من وما ميكشد ] « * »

هر سحرگه بوى زلفش دل ببالا ميكشد * صورت موهوم را خط در من وما ميكشد سايه در خورشيد گم ميگردد وسيمرغ عقل * زال زار افتاده را از تيه سودا ميكشد جان خرامان ميشود در هودج غيب يقين * هاتف همت دل از چاه تمنا ميكشد دست غيرت گلخن از غولان نفسي كرده پاك * رخت دل بر گلشن اين سقف خضرا ميكشد چون حجاب ما سوى از ديدهء دل دور شد * شبنم از صحراى كثرت سوى دريا ميكشد جزو كل جويان خاك كوى آن عالي مقام * هركه يابد نكهتى عزمش باقصا ميكشد هركه أو در كوى وحدت جان خود را ساخت ذوق * رايت عز وشرف را تا ثريا ميكشد
هامش
( * ) آ : ص 417 مخمس بيست ودوم ، ب : برگ 194 ب غزل 33 ، ت : برگ 446 غزل 17 ، ن : ص 15 غزل 23 .