تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
چون ز زلفش گشته عالم مشكبوى * دوستى اين وآن بر بوى اوست كفر ودين ونور وظلمت در جهان * از رخ ماه وشب گيسوى اوست تير باران بلا بر هركه هست * از كمان پر خم ابروى اوست هر گرفتارى كه اندر عالم است * از كمند زلف عنبر بوى اوست هر گلى كو رست در باغ وجود * آب حيوان همه از جوى اوست ناله‌هاى بيدلانش هر سحر * از دريغ درد وفقد روى اوست آتشى كاندر ميان جان ماست * از فروغ نرگس جادوى اوست جز غمش درمان نه بينم در جهان * كين كمال لطف در بازوى اوست هردو عالم گر شود زير وزبر * ميل رنجوران هجرش سوى اوست چند گردى گرد هر در اى على * مرهم اين ريش از داروى اوست

5 [ درين ره هركه أو ثابت قدم نيست - ره جانش باسرار قدم نيست ] « * »

درين ره هركه أو ثابت قدم نيست * ره جانش باسرار قدم نيست
هامش
( * ) آ : ص 442 ، مخمس سى ونهم ، ب : برگ 198 ب غزل 28 ، ت : برگ 448 الف غزل 25 ، ن : ص 23 ، غزل 39 .