غزليات مير سيد على همداني موسوم به چهل اسرار
1 [ ز عكس روى تو يابند مقبولان هدايتها - ز خاك كوى تو يابند مسعودان سعادتها ] « * »
ز عكس روى تو يابند مقبولان هدايتها * ز خاك كوى تو يابند مسعودان سعادتها
تو آن أنفاس رحماني كه جانها از دمت يابند * تو آن درياى غفرانى كه ميشويد خجالتها
قباحتهاى فعل ما كه سگ ز ان عار ميدارد * بغير از پردهء عفوت كه پوشد اين قباحتها
عنايتهاى بىعلت كه با هر مفلسى دارى * تسلى ميدهد دل را اميد آن عنايتها
حمايتهاى فضل آورد جان را از عدم بيرون * دگر ره چشم ميدارم ز فضلت آن حمايتها
هماى لطف اگر يكدم نظر برحالم اندازد * سر هر موى من يابد از آن دولت كرامتها
ز حسنت هركسى هردم حديثي ديگر آغازد * رخت گر جلوهاى سازد نماند آن حكايتها
عقول قدسيان گم گشته اندر يك خم زلفش * ز مشتى خاكيان آنجا چه سنجد اين مقالتها
علايى دامن همت اگر از خود بيفشانى * رسى در عالمي كانجا نباشد اين ملالتها
هامش
( * ) آ : ص 435 مخمس سى وسوم ، ب : برگ 197 الف غزل 34 ، م : برگ 427 الف غزل 5 ، ن ص 21 غزل 35 ، س : شماره 10 .