كوؤس شراب محبت ذو الجلال وموصل متعطشان فيافى آمال بمورد زلال وصال اوست كه انا مدينة العلم وعلى بابها « * » وچنانك هلال غير بدر نيست بلكه جزوى ( ازوست « 1 » ) وسيد أوليا را با مهتر أنبيا همين حكم است كه ( خلقت « 2 » ) انا وعلى من نور واحدة على منى وانا منه « * * » واز امتزاج احكام شرايع مصطفوي واعلام حقايق مرتضوي نجوم مشارب أذواق أعيان أولياء عليهم السلام « * * * » ظاهر شد وآنك سيد « 3 » در حق مهتر اصفيا فرمود كه انا وأنت ابوى هذه الأمة أشارت بدين معنيست زيرا كه منبع اسرار معارف توحيد ومطلع أنوار معالم تحقيق اوست وحصول ( كمال « 4 » ) درجات اسرار جميع أهل كشف وشهود از ينبوع هدايت أو بود وهست وخواهد بود كه انا المنذر وعلىّ الهادي وبك يا علي يهتدى المهتدون « * * * * » ( چون « 5 » ) اين سر برتو مكشوف شود بدانى كه طوالع أنوار حقايق هرولى مقتبس از مشكاة ولاية على است وبا وجود امام هادي متابعت غيرى از احوليست وبه تقدير ( دوم « 6 » ) مراد از بدر روح قدسي بود كه در مرتبهء أضافت مستمد حقايق اسرار جبروتي وملكوتي مىگردد از منبع لاهوتى ودر مقام
هامش
( * ) يكى از خوانندگان نسخهء دوم ما ( نسخهء « د » ) از سر ضديت با شيعه وبلكه با علي ( ع ) كوشيده است خبر « على بابها » را در اين حديث محو كند وديگرى نيز آنچه را أو در متن محو كرده در حاشية آورده است .
( 1 ) - وى است .
( 2 ) - ندارد .
( * * ) از دو خوانندهاى كه ذكر خيرشان گذشت ، يكى كوشيده است تمام اين حديث « انا و . . . منه » را سياه ومحو كند وديگرى نيز آنچه را أو در متن سياه كرده در حاشية آورده است !
( * * * ) كلمهء « عليهم السلام » در هر دو نسخهء « ج » و « د » به وسيلهء خوانندگانى كه سلام فرستادن بر أوليا را حرام مىدانند سياه شده وبه زحمت خوانده مىشود .
( 3 ) - أنبيا .
( 4 ) - كمالات .
( * * * * ) خوانندهاى كه نمىخواسته خلفاى سهگانه از علي ( ع ) عقب بمانند چون نسخه اى را كه ما متن قرار دادهايم مطالعه كرده در حاشيهء اين حديث با خط بدى نوشته :
بغير أنبيا وشيخين وعثمان .
( 5 ) - آثار .
( 6 ) - دويم .