[ مراتب وصفات محبت ]
اى عزيز بدانك بعضي از أهل عرفان أصول ومراتب وصفات محبت را ( باعتبارات « 1 » ) ذكر كنند چون صبابه وشوق ورمقه وومقه وود وخلت ( وحب وتوقان « 2 » ) وعشق وهوى وغيره أول آن لحظه ورمقه است وآن مادهء محبت وأصل مودت است وبعضي آنرا از مراتب محبت شمرند ونچنانست زيرا كه لحظه ورمقه محبت را ( بمثابت « 3 » ) نطفه است آدمي را ( چنانك « 4 » ) نطفه را آدمي نخوانند همچنان ( رمقه ولحظه « 5 » ) را محبت نگويند مرتبهء ( دوم « 6 » ) ومقه است وآن ميل نفس است بجهت تتبع كيفيت آنچه قوة مدركه را از راه ( حس « 7 » ) حاصل گشت « 8 » سيم هوى است وآن أول سقوط مودت وبداية ظهور محبت است واين صفت از مراتب عين محبت است مرتبهء چهارم ود است وآن اثبات آن سريست كه از سقوط هوى در باطن محب ( حاصل شد « 9 » ) پنجم خلت است وآن ( اشتباك « 10 » ) مودت وتخلل محبت است در ( خلا « 11 » ) قواى روحاني محب « 12 » ششم حب است وآن تخلص سر ( محب « 13 » ) است از تعلق ( بغير « 14 » ) محبوب وتصفيهء آئينهء دل از عكس نقش ما سوى المطلوب « 15 » هفتم عشق است وآن افراط محبت است وأزين جهت لفظ عشق را بر حضرت صمديت اطلاق نكنند چه در آن حضرت افراط وتفريط را مجال نيست واشتقاق عشق از عشقه است . و ( آن « 16 » ) گياهيست كه بر درخت پيچد ودرحت را ( بىبروزرد « 17 » ) وخشك گرداند « 18 » همچنين عشق درخت وجود
هامش
( 1 ) - باعتبار .
( 2 ) - وتوقان وحب .
( 3 ) - بمشابه .
( 4 ) - وچنانچه .
( 5 ) - لحظه ورمقه .
( 6 ) - دويم .
( 7 ) - قواى جسمي .
( 8 ) - مرتبهء .
( 9 ) - ظاهر شود مرتبهء .
( 10 ) - استباك .
( 11 ) - خلال .
( 12 ) - مرتبه .
( 13 ) - محبت .
( 14 ) - غير .
( 15 ) - مرتبهء .
( 16 ) - عشقه .
( 17 ) - پى برد .
( 18 ) - وزرد ميگرداند .